تبلیغات
.:.دغدغـــه هــای یکـــ شهــرونــدِ عــادی.:.
روزگــــــار...

روزگــــــار؛ خـــــود، آموزگاربزرگی استـــــــ




کم کــــم یـــــــاد خواهی گـــــــــــرفت

 

تفاوتـــــــــ ظریفــــــــ میــــــــان نگـــــــهداشتن


 یکـــــــ دستــــــ و زنجیر کردن یک روح را 



این کــــه عشــــق تکیه کردن نیستــــــــ؛


و رفاقتـــــــــ، اطمــــینان خاطـــــــــر 



و یـــــــاد می‌گیری که بـــــــــوسه‌ها


قـــــــــرارداد نیستند 



و هـــــــدیه‌ها، معنی عهـــــــــد و پیمان نمی‌دهنـــــــــد.

 

کـــــم کم یــــــــــاد می‌گیری

 

کــــــــه حتی نــــــــور خـــورشید هم می‌سوزاند


 اگـــــــــر زیاد آفتابــــــــ بگیــــــــری 



باید باغ خودتـــــــ را پرورش دهی،


 بــــــه جای این که 



منتظـــــــر کسی باشی تا برایتـــــ گل بیــــــاورد.

 

یـــــــــــاد می‌گیـــــــــری کــــــه می‌توانی تحمل کنـــــــــی

 

که محکــــــــــم باشی پــــــای هـــــــــر خـــــــــداحافظی 


یـــــــــاد می‌گیری کـــــــــه


 خیـــــــلی مـــی‌ارزی. ..






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
خـــــــــــــــــــــــــدایا... دستــــــــــــــم را بگــــــــــــــــــــیر ...

 

برگــــــــــــــــــــ پــــــــــــــــاییزی



راهــــــــی نـــــــــــــداردجــــــــــــــــز ســـــــــــــــقوط ...



وقتـــــــــــــی می داند



درختــــــــــــــــــ ...



عشـــــــــــق بـــــــــــــرگـــــــــــ تــــــــــــازه ای را در دل دارد ...



متـــــکای خـــــــــودم را ترجیــــــح مـیدهـــم 


دیــگــــــــر به شــــــــانه ها اعتـــــمادی نیستــــــ 


شـــــــانه هــــــــا همـــــچون متـــــــــکای


 مســـــــــــافر خــــــــــانه ها شــــــــده اند 


خوبـــــــــــــ مــــــــیدانم ســــــــــرهای زیادی 


را تکـــــــــــــیه گاه بــــــــــودند.




خـــــــــــــــــــــــــدایا...


دستــــــــــــــم را بگــــــــــــــــــــیر ...


و مرا ببـــــــــــــــر به دور "دستـــــــــــــــــــــــ" هایــــــــــی که...


در "دســــــــــــــــــــترس " هیچ "دستــــــــــــــــــی" نبــــــــــــــــــــــــاشـــــــــــمــــــــــــ ....





طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
انشا:زن می خوام یا نمی خوام ؟


زن می خوام یا نمی خوام ؟

هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.

تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش

به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود.

ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود!

چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند.

مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است

 هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید

 این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند

كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی

 كه نكشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید.

من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم

 و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند.

همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود

 و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.

دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.

خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد.

البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس

 و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است، هم خوشمزه تر است

 تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است

و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد.

زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد.

 میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین!

اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید.

ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی

 باغچه یك خانه درختی درست كردم.

اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.

از آن موقه خاله با من قهر است.

اما بعدا فهمیدم که قهر بهتر از دعواست.

آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند

بعد كتك كاری می كند بعد خانومش می رود دادگاه شكایت می كند

 بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!

البته زندان آدم را مرد می كند. تازه عزدواج هم آدم را مرد می كند،

 اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر.

 




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
چوپان دروغگو...
می روم از دل خاطـــره ها بیرون




رد پایم گل پرپریست



که جا می ماند در هیاهوی زمــان



بگذار این گل هم به خاطره ها بپیوندد



مثل گلبرگ های لای دفترم



می دانم که خــــــدا



گل تازه ای برایم چیده است



پر از عطر عشق و صفــا ... 






 

چوپان دروغگو

از نام و ننگت

سرافکنده نباش...!

این روزها خیلی از ما با دیدن آدم ها

فریاد میزنیم

گرگ

گرگ

گرگ...!


 

 مـــــــــــــــرغ عشــــــــق فــــــــــــــــخر فـــــــــروشی نکن ...


معشـــــــــــــــــوق تو نیز به لطف قفـــــــــــــــــــــس

 

استـــــــــــــــــــــ که وفــــــــــادار مانده ... !

 






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
تقدیم به کسانی که ...

تقدیم به کسانی که در تنهایی خود تنها ماندند...


دستم به آرزوهایم نمی رسد


آرزوهایم بسیار دورند...


ولی درخت سبز صبرم می گوید:


امیدی هست...خدایی هست...


این بار برای رسیدن به آرزوهایم یک صندلی زیر پایم می گذارم


شاید این بار دستم به آرزوهایم برسد... 

خــــــــــدایا !!!!




خواستم بگویم تــنهایم



اما......


نـــــــــــگاه خندانت، مرا شــرمگین کرد




چه کسی بـــــــــــــــهتر از تو



ولی عجیب دلتنگم.......





طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
تولدت مبارک عزیزم




   تولدت مبارک عزیزم        


                                                 



تقدیم به کسی که شکفتن هیچ گلی زیباتر از لبخند او نیست



مهر و آبان تمومه           آذر بیاد میمونه

آخه ماه یارمه              تولد شاهمه

نه روز اول هفته            دهم باید بمونه

روز دهم عزیزه             همه جا گل میریزه

تولد عزیزم                  شهر و به هم میریزم

ماه و میارم پایین          ستاره به پاش میریزم

تولدت مبارک رنگین کمون مهربون

دلم فدای عشقت تویی عزیزتر از جون 



میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن


به رنجهای زندگی هم دل بست


و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست.


میلادتو معراج دستهای من است


وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم




 

چه لطیف است حس آغازی دوباره ،

 

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس

 

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

 

و چه اندازه شیرین است امروز

 

روز میلاد

 

روز تو!

 

روزی که تو آغاز شدی!



 

تولدت مبارک





تـــو  را بــــــه رخ تمـــــــــامـ  شقایقـــــــــــــــــــــــها میکشـــــــــــــــــم




 و میگویــــــــــم تا

 


 

"رویــــــــــــــــــــــــــــــــــــا"

 

 

هستـــــــــــــ   زندگـــــــــــی  باید کـــــــــــرد












آموزش رانندگی مخصوص بانوان!!!

آموزش رانندگی مخصوص بانوان

خب ، اول از همه میشنیم پشت فرمون یه نگاهی بهش میندازیم !



بعدش چک میکنیم ببینیم ماشین چیزی کم و کسر نداشته باشه !



حالا به اقای خونه میگید که من 10 دقیقه میرم خرید و بر میگردم !

تو هر نیم ساعت یه بار به غذا سر بزن نسوزه ، فهمیدی ؟!

همین شکلی میگید !!!


قبل از هر چیزی جی پی اس ها رو روشن کنید

یه وقت گم نشیم ، کار از محکم کاری عیب نمیکنه !



خب حالا استارت بزنین ، یه چیزی زیر پاتون اذییتتون میکنه

انگار همون رو فشار بدین ! ماشین راه می افته

ماشین دنده اتوماتیک هستش ، ترمز دستی هم

قبلا سیمش پاره شده تو خرید قبلی !!!

بله ، خیلی کیف میده !



اما یهو !...


در اینجور مواقع کاری از شما بر نمیاد !

خونسرد باشید و به رانندگی ادامه بدید

ببینیم چی میشه ، معمولا اینجوری میشه !



خوب دیگه پیش میاد !

 اما سابقه نشون داده

بعضی از بانوان از وجود

دنده هوایی در ماشین پی بردند !





در این قسمت از آموزش ، شما قطعا کاری از دستتون

بر نمیاد !موبایل خود را بر دارید و با حفظ خونسردی

به آقاتون اطلاع بدید ضمن اینکه بیاد داشته باشید ،

چیزی از ارزش های شما کم نخواهد شد !

فعلا مرحله اول آموزش رو پشت سر گذاشتید.

از علاقمندان به شرکت در سمینار بانوان راننده دعوت می شود

در چند روز آینده در این مراسم با شکوه شرکت نمایند.

تصویری از گرد هم آیی سال پیش بانوان راننده !





طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
مردم چه می گویند؟!...

می خواستم به دنیا بیایم، در یک زایشگاه عمومی؛ پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی!

 مادرم گفت: چرا؟... پدر بزرگم گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم به مدرسه بروم، همان مدرسه ی سر کوچه ی مان؛ مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟... مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟... پدرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟...

خواهرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم:

 چرا؟... آنها گفتند: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من.

 گفتم: چرا؟... مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت:

 شکست، به همین زودی؟!... گفتم: چرا؟... همسرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. همسرم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: 

چرا؟... همسرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

بچه ام می خواست به دنیا بیاید، در یک زایشگاه عمومی. پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی! گفتم:

 چرا؟... پدرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را برگزیند، ازدواج کند... 

می خواستم بمیرم.

 بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟...

زنم گفت: مردم چه می گویند؟!...

مُردم. برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و

 گفت: مردم چه می گویند؟!...

از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند


حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه دارم و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش نبود:

 مردم چه می گویند؟!...

مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، حالا حتی لحظه ای هم نگران من نیستند !!!

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
زندگی اجباریست...

بعضی حرف ها
گفتنش فقط دردت را زیادتر می کند
بهتر است
سکوت کنی
خودشان اشک می شوند
و از چشمانت بیرون می ریزند
بعضی چیزها را
باید ببینی
و حرفی نزنی
لعنتی ها
مدام درذهنت تکرارمی شوند
باید طاقت بیاوری
بعضی رفتارها
فکرش را هم نمی کنی
اما
عادی می شوند
آنقدر عادی که
مثله چای صبحانه
شیرینش میکنی



شایدآن روز كه سهراب نوشت تاشقایق هست زندگی بایدكرد,

خبری ازدل پردرد گل سرخ نداشت.
بایداینطور نوشت: هرگلی هم باشی

چه گل پیچك و یاس,زندگی اجباریست...

 




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
پشت دریاها هیچی نیست...

پشت دریاها هیچی نیست  بیخودی  قایق  نساز ...


آنجا  هم  رفتم


آدمهایش مثل  آدمهای  اینجاست


دروغگو  و  پست...


سهراب هم دروغ می گفت...


ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻦ ﺭﺍ،ﻫﻤﻪ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﯿﭙﻨﺪﺍﺭﻧﺪ،


ﺍﻣﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻨﺪ


ﺩﺭ ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮐﻮﺗﺎﻩ، ﺯﻣﯿﻨﺶ



ﻋﻤﻖ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
به دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند


دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد


میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم


که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست

 

میانِ آدمـــک هایِ هـــــزار رنـــــــــگ...


دلباختۀ یک رنـــــــــــــگی او شدم....


افــسوس...گذر زمان...بیرنــــــــگش کرد...


... .........
کم رنگ...و...کم رنگ تر...


و...آخـــــــــــر....


...
مـــــَــــــحـــــــــــ ـــو...

 


خدایا ! دستانی را در دستانم قرار بده که پاهایش با دیگری پیش نرود ...




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
یک داستان غم انگیز!

داستان ما داستان یك دانشجو است كه توانست در 5 ترم فارغ شود،

 امیدواریم داستان هیچ كدام از شما به مانند این داستان نباشد؛

ترم اول: خوشحالی- شادی- قبول شدم- «تبریك»- كیف سامسونت- كلاس گذاشتن-

 خودبزرگ بینی- اعتماد به نفس كاذب- بحث سیاسی، فرهنگی-

آدم حسابی- فرهیختگان جامعه- نخبگان مملكت- آینده سازان كشور-

روزنامه- جزوه- كتاب- درس- نت برداری- حضور، غیاب- صندلی ردیف اول

- سرچ تحقیق در سایت گوگل- امید به آینده- تلفن به مامان:

"مامان! دانشگاه خیلی خوبه!"

ترم دوم: سلام- خوبی؟- دختر،پسر- اكبری- صالحی- احمدی- این خوبه-

اون بهتره- انتخاب اصلح- فردا قشنگه- حضور،غیاب- آیینه- آب شونه-

عطر- ادكلن- آینه- گرفتن جزوه- صندلی ردیف وسط- بازم سلام- چت-

اوه آخر ترمه!- شب امتحان- معدل 12- تلفن به مامان:"مامان! دانشگاه بد نیست!"

ترم سوم: تریپ پروانه ای- ندا- كافی شاپ- قرار- نیومد-قرار- ایندفعه اومد-

 ضدحال- رفت(به همین راحتی!)- غصه- دلتنگی- افسردگی- دوست بد-

سیگار- كلاس دودره- واسه من هم حاضر بزن- شب امتحان- جزوه ندارم-

تقلب- ده- مشروط- تلفن به مامان:" میگذره!"

ترم چهارم: مخ زدن- نگین- افسانه- آرزو- المیرا- ردیفه!- خونه[ ]-

سیگار- دود- بنگ- حوصله ندارم- بی خیالی- غیبت- غیبت- غیبت-

صحبت با استاد- تقلب- ده- اتاق استاد- مشروط- مامان زنگ می زنه:"پسرم خوبی؟!"

ترم پنجم: خواب- بیداری- خونه- سیگار- بی حوصلگی- زغال خوب-

شیشه- تبدیل شدن به یك رفیق ناباب برای بقیه- خواب- بیداری- خونه-

شیشه- بی حوصلگی- ذغال خوب- خواب ... خواب ... خواب ... خواب ...

  نه انگار بیدار بشو نیست، مرده!!- از مرده شور خونه تلفن به مامان:

"بیاین،بچه تون رو ببرین!"

و اینگونه بود كه این دانشجو در پنج ترم توانست فارغ شود ...


البته از زندگی!!




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
دیگر کسی را "خیلی" دوست ندارم !!!

دست هایم خالیست 

و درونم سرشار! 

پُرم از آرزوهای پوشالی 

و دلم خوش است به خواب شیرین شب بو 

و رهایی گیسوان بید در دستان وحشی باد! 

و چه زیباست، 

پشت پا زدن به آن هایی که 

تُو را رنجاندند! 

و چه خوب است، 

گاه گاهی دروغ بگویی به دلت 

و نگذاری که بداند، 

بی نهایت تنهاست .

 




تنهایم...


اما دلتنگ آغوشی نیستم ...


خسته ام ...


ولی به تکیه گاهی نمی اندیشم ...


چشمهایم تر هستند و قرمز ...


ولی رازی ندارم ...


چون مدت هاست ...


دیگر کسی را "خیلی" دوست ندارم !!!


 





طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
یکی بود یکی نبود...

یکی بود یکی نبود...


این جمله همیشه آغازگر قصه هایی بود که می شنیدم ،
ولی قصه من که آغاز شد...
هیچکس نبود !
نه من بودم و نه تو ...
من و تو همیشه دو نفر بودیم : 
یکی بود، یکی نبود...
تو همیشه نبود قصه و من ،
چه فرق می کرد که بی تو بودم یا نبودم؟ 
من وتو هیچ وقت ما نبودیم!
قصه را بی هم آغاز کردیم
به این امید که شاید در فصلی از آن به هم برسیم ...
ولی تمام فصلها گذشت و به هم نرسیدیم...
و قصه نا تمام ماند...
من و تو می توانستیم ما باشیم
ولی .........






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
چقدر خنده داره

چقدر خنده داره

که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی ۹۰ دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره

که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!


چقدر خنده داره

که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره

که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم

 اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!


چقدر خنده داره

که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست 

خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت

می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

چقدر خنده داره

که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره

که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین 

صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره

که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم

 اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره

که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!

چقدر خنده داره

که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

چقدر خنده داره

که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی

 که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر

در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!

خنده داره

اینطور نیست؟

دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟





طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
نسل ما

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم
نسل خوابیدن با اس ام اس
نسل دردو دل با غریبه های مجازی
نسل غیرت رو خواهر,روشنفکری رو دختر همسایه
نسل پول ماهانه,وی پــ ی ان...
نسل عکسهای برهنه بازیگران
نسل جمله های کوروش و شریعتی
نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس
نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش
نسل تنهایی,نسل سوخته


یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم:
یادش بخیردنیای ما هم همینجوری بود….




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
فرق ما...

گفتی: عاشقمی

گفتم: دوستت دارم

گفتی :اگه یه روز نبینمت می میرم

گفتم: من فقط ناراحت میشم

گفتی:به جزء تو به کسی فکر نمی کنم

گفتم:اتفاقا من به خیلی ها فکر میکنم

گفتی:تا ابد تو قلب منی

گفتم:فعلا تو قلبم جا داری

گفتی:اگه بری با یکی دیگه من خودمو می کشم

گفتم:اما تو اگر بری با یکی دیگه ، من فقط دلم میخواد طرف رو  خفه کنم

گفتی: ....

گفتم: ....

حالا فکر کردی فرق ما ایناست؟نه !

فرق ما اینه که: تو دروغ گفتی، من راستشو .


 




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
تنهاتر از همیشه

ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ

 ﻣﯿﺸﯿﻨﻦ ﻭ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﺸﻮﻧﻪ !
ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ

 ﺳﺮﺷﻮﻧﻮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻥ ﻭ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻥ ....
ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ

ﺧﻮﺩﺷﻮﻧﻮ ﻣﯿﭽﺴﺒﻮﻭﻧﻦ ﺑﻪ ﺩﺭ ﮐﻪ
ﮐﻨﺎﺭﯾﺸﻮﻥ ﻣﻌﺬﺏ ﻧﺒﺎﺷﻪ !
ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺸﻮﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﯿﺸﮑﯽ ﺗﻨﮓ ﻧﻤﯿﺸﻪ ....

ﺍﯾﻨﺎ ... ﺍﯾﻨﺎ ....


ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺧﯿـــــــــــــــــــﻠﯽ ﻣﻮﺍﻇﺒﺸﻮﻥ ﺑﺎﺷﯿﻦ !


ﺍﯾﻨﺎ ﻫﯿﭽﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﻥ ...


ﻗﺒﻼً ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻫﺮ چی ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﻭ ﺍﺯﺷﻮﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ... !!!



زین پس تنها ادامه میدهم، در زیر باران.
حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم.
میخواهم تنهایی ام رابه رخ این هوای دو نفره بکشم....!
باران نبار من نه چتر دارم نه یار...!






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
کدامین پل در کجای دنیا شکسته است?

فقیر به دنبال شادی ثروتمند و ثروتمند به دنبال آرامش زندگی فقیر است،

کودک به دنبال آزادی بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگی کودک است،

پیر به دنبال قدرت جوان و جوان در پی تجربه سالمند است،

آنان که رفته اند در آرزوی بازگشت،و آنان که مانده اند در رویای رفتن

خدایا!‏ کدامین پل در کجای دنیا شکسته است که 

هیچکس به مقصد خود نمیرسد؟

  




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
همیشه یکی بود و یکی نبود...

نیمکت کهنه باغ

خاطرات دورش را

در اولین بارش زمستانی

از ذهن پاک کرده است

خاطره شعرهایی را که هرگز نسروده بودم

خاطره آوازهایی را که هرگز نخوانده بودی

 

آخر قصه را بردار و با خودت ببر

همان یکی‌ بود و یکی‌ نبود

همان گنبد کبود

را برای من بگذار

در فکر شروعی دوباره ام

من بودم و هنوز کس دیگری نبود

 


خودت را در آغوش بگیر و بخــــــــواب ! 


هیچ کس آشفتگی ات را شانـــــه نخواهد زد!



این جمع پر از تنــــهاییست






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
...i am thankful

i am thankful...


i can the beauty all around me

there are those whose world is always dark

خدا را سپاس
من میتونم تمام زیبایی های پیرامونم را ببینم

کسانی هستند که دنیایشان همیشه تاریک است



...i am thankful

i can walk


there are those who have never taken their first step

خدا را سپاس

من میتونم راه برم
کسانی هستند که هیچوقت نتونسته اند حتی یک قدم بردارند

...i am thankful


my heart can be broken

there are those who are so hardened they cannot be

 touched

خدا را سپاس
که دل مهربان و شکننده ای دارم

کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و احساسی رو درک نمیکنن

...i am thankful


for the opportunity to help others

there are those who have not been so abundantly 

blessed as i

خدا را سپاس
به من این شانسو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم

کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به من داده ای بی بهره اند

i am thankful...


i have been loved


there are those for whom no one has ever cared

خدا را سپاس

که کسی هست که منو دوست داره
کسانی هستند که بود و نبودنشون واسه هیچکس مهم نیست




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
تنهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایی
ما همه دچار یك تنهایی مرموزیم 


كه روی دیوارهایمان 


طرح شكسته ی یك خانه ، 


با دودكش پردود میكشیم 


و پشت پنجره مان ، 
... 


همیشه كسی منتظر است 


و همیشه كسی هست 


كه هرگز نمی آید ... 



 

حالا تو رفته ای و شب چشمهای تو

با مهتاب خاطره توأم نمی شود 

وقتی بهشت چشم تو یادم نمی کند

حوای سیب خورده که آدم نمی شود...









طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
بـیا آخرین شـاهكـارَت را بـبین ...

 

بـیا آخرین شـاهكـارَت را بـبین ...

مـُجسمـه ای با چـِشمانـــے بـاز...

خـیره به دور دسـت شـاید شَرق شـاید غَرب...

مبهـوت یك شـِكست ، مغلوب یك اتِفاق...

مصلوب یك عــِشق ، مفعول یك تاوان ...

خـُرده هایـَش را باد دارد میبـَرد ...

و او فقـط خاطراتـَش را مُحكم بَغل گـِرفته...

بیـا آخرین شاهكارت را ببین...

مـُجسمه ای ساخـته ای به نـام " مـَن!!!!

 

تا تماشای تو راهی نمانده بود

پنجره كم آوردم ..........

كاش این همه دیوار نچیده بودی 


آهای ایــــوبــــــ کجایی؟!




بیا تا برایتــــــ از صبــــــر بگویـــــم . . .






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
میخواهی بروی؟


خب برو

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود

برو

برای چه ایستاده ایی؟

به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟

برو..

تردید نکن

نفس های آخر است

نترس برو

احساسم اگر نمیرد ..بی شک ما بقی روزهای بودنش

را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست

برو

یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافری در راه انتظارت را میکشد

طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد

برو

فقط برو…..

 

به بعضیا تو زندگی باید گُفت.. من چشم میذارم.. تو فقط گُمشو.

 

 

گذشته، دیگر آن زمانی که فقط یک بار از دنیا می رفتی؛

حالا یک بار از شهر میروی

یک بار از دیار میروی

یک بار از یاد میروی

یک بار از دل میروی

یک بار از دست میروی و

هنوز از دنیا نرفته ای

 




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
I'm dying again

 

 

Now I will tell you what I've done for you

اکنون به تو خواهم گفت که برایت چه کارهایی انجام داده ام

?? thousand tears I've cried

پنجاه هزار قطره اشك ریخته ام

Screaming Deceiving and Bleeding for you

فریاد زدن ، فریفتن و خونریزی (درد کشیدن ) برای تو

And you still won't hear me

و تو هنوز هم صدای مرا نخواهی شنید

(I’m going under)

به پایین (اعماق) می روم (سقوط می کنم)

Don't want your hand this time I'll save myself

این بار به كمكت نیاز ندارم ، از خودم محافظت خواهم كرد

Maybe I'll wake up for once

شاید كه برای یك بار بیدار شوم

Not tormented daily defeated by you

دیگر بخاطر شکست خوردن از تو ، هر روز زجر نمی کشم

Just when I thought I'd reached the bottom

درست زمانی كه گمان كردم به انتها رسیده ام

I'm dying again

من دوباره می میرم

I'm going under

به پایین می روم

Drowning in you

و در تو غرق میشوم

I'm falling forever

برای همیشه سقوط می کنم

I've got to break through

باید بشكنم و جلو بروم

I'm going under

من به پایین می روم

Blurring and Stirring the truth and the lies

حقایق و دروغها ، ناواضح و تکان دهنده اند

So I don't know what's real and what's not

بنابراین نمیدانم چه چیزی واقعی ست و چه چیزی (واقعی) نیست

Always confusing the thoughts in my head

افكار درون سرم همیشه گیج كننده (مغشوش) هستند

So I can't trust myself anymore

بنابراین دیگر نمی توانم به خودم اعتماد كنم

I'm dying again

دوباره می میرم

I'm going under

به پایین می روم

Drowning in you

و در تو غرق میشوم

I'm falling forever

برای همیشه سقوط می کنم

I've got to break through

باید بشكنم و جلو بروم

So go on and scream

پس ادامه بده و فریاد بزن

Scream at me I'm so far away

بر من فریاد بزن اما من خیلی دور هستم

I won't be broken again

دوباره نخواهم شکست (دیگر رنج نخواهم کشید)

I've got to breathe I can't keep going under

من باید نفس بكشم ، نمی توانم به پایین رفتن ادامه بدهم






 

Honey,
if love comes in colors,
I choose blue,
if love comes in flowers,
I’ll choose rose,
if love comes in songs,
I’ll think of choosing blues,
But if love should come in human beings,
I’ll definitely not think twice before

I’ll choice you!
because.....You are my choice

 

 

 




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
خدا مال آدم بدا…

دنیا که مال پولدارا …. 
خدا مال آدم خوبا…. 
ستاره های آسمون،همش مال بیچاره ها
قشنگی خورشید و ماه، اونم مال دیوونه ها…. 
یه آسمون مهتابی ؛ سقف سر بی خونه ها….
بارون برای عاشقا ؛ 
گریه برای هممون
دلخوشیای زندگی برای از ما بهترون….
اینارو گفتم و حالا مونده فقط آدم بدا… 
اگه توهم مثل منی،دنبال ردپا بیا

بدا مگه دل ندارن ؟ با خدا حرفی ندارن؟

کی گفته ناامیدن و خوابای برفی ندارن؟….

اگه صدامو میشنوی بال شکستمو ببین.

زبون خستمو ببین؛نگاه خستمو ببین

بگو که تقصیر کیه؟تقصیر ماست؛ یا زندگی؟ 

چقدر دلم تنگه برا روزای پاک بچگی!!

اگه هنوز بچه بودیم !؛ اگه بزرگ نمیشدیم! 

به هر دری نمیزدیم ؛ این همه گرگ نمیشدیم!

خدا جونم خودت نذار بازم بهونه بیارم … 

قبول دارم خوب نبودم

قبول داری دوست دارم؟
پس جای آدما عوض  

بدون هیچ قصد و غرض .

 بهشت مال آدم خوبا…..

خدا مال آدم بدا

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
عشق حرفی بیهوده نیست...

زیباترین حرف ات را بگو
شکنجه ی پنهان سکوت ات را
آشکاره کن..

و هراس مدار...

از آن که بگویند،
ترانه یی بیهوده می خوانید..

چرا که ترانه ی ما
ترانه ی بیهوده گی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست..

احمد شاملو


 




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
من امروز به تو احتیاج دارم نه فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــردا

 

نگـــــــران نباش،
حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام
دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم
آمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست
آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود
راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ می گویــــم
حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” خــــــوبِ خــــوب

 

 





فِکـــرَتـــــ اَز سَـــَرمـ اُفتـــاد ...

بِـهـ هَمیـــنـ راحَتــیـــ !!

نـَـهـ آسمــانـ بِــهـ زَمیـــنـ آمَــد و نَــهـ دُنیـــا تیـــرِه و تــار شُــد ..

ســادِه تـَـر اَز آنچِـــهـ کِــهـ فِکـــرَشـ را میـ کَـــردَمـ اَز سَـــرمـ اُفتـــادیـ !!

اُفتـــادیـ دُرُستـــــ وَسَــطِ چَشمــانَــمـ ..

بــا هَـــر قَطـــرِه اَشکَـــمـ فُـــرو مـیـ ریـــزیـ ...

وَ عـاقِبَتـــــ تَمـــامـ میـ شَـــویــ !!

تَمــامـ میـ شَـــویــ !!

وَ ...

تـَـــــمــــــامــــ میــــ شَــــــــوَمـــــــ ...!!!






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
بخند

بخند
حتی اگر لبهایت انحنای خندیدن رابلد نیستند
حتی اگر لبخندت ژست خشک وتانخورده ی آدم بزرگ ها رابهم بزند

 

بخند
حتی اگر لبخندت را لای پوشالی ترین دلیل بپیچند
حتی اگر لبخندت لای هزارخاطره خاک بخورد

 

بخند
حتی اگر انار به ماه چشمانت به انتظار ریزش باشد
حتی اگر سیب سرخ نگاهت دچارکرم های حسرت شده است

 

بخند
حتی اگربغض های آجری سقف کوتاه دلت را زیرآوار درد خرد کرده است

 

بخند
حتی اگر آخرین بهارت باشد
آخرین آرزوهایت

 

بخند
حتی اگر
سایه دیگر ازخورشید پیروی نکند
آسمان بوی دودبگیرد
عشق کپک بزند
شعربوی ناامیدی بدهد

 

بخند
حتی اگر لبخند،تنها نقاب روی صورتت باشد

 

بخند
حتی اگر...

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
خدا هست ، خــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا

آسمان را بنگر که بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان ، نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست
ماه من غصه چـــــرا ؟
تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خوشبختی توست !
ماه من! دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن
کار آن هایی نیست که خدا را دارند
ماه من! غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست
با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست !
او همانی است که در تارترین لحظه شب راه نورانی امید نشانم می داد
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام غرق شادی باشد
ماه من! غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی بودن اندوه است
این همه غصه و غم این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچیــن
ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند: که خدا هســـت، خدا




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،

تعداد کل صفحات : 11 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...