پرستو

در یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال

 مهاجرت دیدم به او گفتم: 
چون به دیاریارم میروی به

 او بگو دوستش دارم 
ومنتظرش می مانم.

 بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد و گفت: 
دوستش بدار ولی منتظرش نمان!!!!!!!!!!!!

(تقدیم به آنهایی که آدمارو زود فراموش می کنند)




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic