گفتگو با خدا !

گفتگو با خدا !

خواب دیدم كه با خدا گفتگویی داشتم! 

خدا گفت:پس می خواهی با من گفتگو كنی ؟

گفتم بلی : اگر وقت داشته باشید

خدا لبخند زد، فرمود: وقت من ابدی است.

چه سوالاتی در ذهن داری كه می خواهی از من بپرسی ؟

  گفتم :اینكه چه چیزبیش ازهمه شما را در مورد انسان متعجب می كند ؟

خدا پاسخ داد ....

اینكه آنها از بودن در دوران كودكی ملول می شوند عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكی را می خورند .

اینكه سلامتیشان را صرف بدست آوردن پول می كنند! وبعد 

پولشان را خرج حفظ سلامتیشان !!

اینكه با نگرانی نسبت به آینده، زمان حال فراموششان  می شود .

آنچنان كه دیگرنه در آینده زندگی میكنند و نه در حال!

اینكه چنان زندگی می كنند كه گویی هرگز نخواهند مرد ! 

وچنان می میرند كه گویی هرگز زنده نبوده اند !

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساكت ماندیم .

بعد پرسیدم .....؟

به عنوان خالق انسانها می خواهیدآنها چه درس هایی از زندگی بیاموزند ؟

خدا با لبخند پاسخ داد .

  یاد بگیرند كه خوب نیست خود را با دیگران مقایسه كنند .

  یاد بگیرند كه ثروتمند كسی نیست كه دارایی بیشتری دارد .

  بلكه كسی است كه نیاز كمتری دارد .

یاد بگیرند كه ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل كسانی كه دوستشان داریم ایجاد كنیم .

 اما  سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد

با بخشیدن

بخشش بیاموزند

یاد بگیرند كسانی هستند كه انها را عمیقا دوست دارند

اما بلد نیستند احساسشان را نشان دهند

 

یاد بگیرند كه می شود دو نفر به یك موضوع واحد نگاه كنند و انرا متفاوت ببینند .

یاد بگیرند كه همیشه كافی نیست دیگران انها را ببخشند

  و یاد بگیرند كه من هستم

همیشه

همه جا




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic