کاش...

کاش میشد تا کنی باور مرا

اشک چشم و آه سوزان مرا

کاش میشد در زمان بی کسی


حس کنی سردی دستان مرا

گفتمت عشقم به تو از جان فزون است

گفتمت سوز دلم از جان برون است

در جوابم:

خنده ایی آلوده او آتش میان دوده

و درد دلم افزوده و ...

اکنون میان حادثه یا خاطره

زهری بدل خاری به پای من

چنین بیهوده بی حاصل

نگاهم همچنان مانده به سا حل...




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic