تبلیغات
.:.دغدغـــه هــای یکـــ شهــرونــدِ عــادی.:.
جای پا

خوابی دیدم....

خواب دیدم در ساحل با خدا قدم می زنم

برپهنة آسمان صحنه هایی از زندگیم برق زد

در هر صحنه دو جفت جای پا روی شن دیدم

یكی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا

وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد، به پشت سر و به جای پاهای روی شن نگاه كردم

متوجه شدم كه چندین بار در طول مسیر زندگیم فقط یك جفت جای پا روی شن بوده است

همچنین متوجه شدم كه این در سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگیم بوده است

این واقعآ برایم ناراحت كننده بودو درباره اش از خدا سوال كردم

خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم در تمام راه با من خواهی بود.

ولی دیدم كه در سخت ترین دوران زندگی ام فقط یك جفت جای پا وجود داشت

نمی فهمم چرا هنگامی كه كه بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی

 

خدا گفت : بندة بسیار عزیزم

من در كنارت هستم

و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت

اگر در آزمون ها و رنج ها  فقط یك جفت جای پا دیدی

زمانی بود كه تو را در آغوشم حمل می كردم

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
چهار شمع


چهار شمع به آرامی میسوختند و با هم گفتگو میکردند

محیط به قدری آرام بود که گفتگوی شمعها شنیده میشد

 

اولین شمع میگفت: من «دوستی» هستم اما هیچکس نمیتواند مرا شعلهور نگاه دارد و من ناگزیر خاموش خواهم شد.            شمع دوستی کم نورتر و کم نورتر شد و خاموش گشت.

شمع دوم میگفت: من «ایمان» هستم اما اغلب سست میگردم و خیلی پایدار نیستم.

 

در همین زمان نسیمی آرام وزیدن گرفت و او را خاموش کرد.

 

شمع سوم با اندوه شروع به صحبت کرد:

من «عشق» هستم ولی قدرت آن را ندارم که روشن بمانم. مردم مرا کنار میگذارند و اهمیت مرا درک نمیکنند. آنها حتی فراموش میکنند که به نزدیکان خود عشق بورزند!

و بی درنگ از سوختن باز ایستاد.

در همین لحظه کودکی  وارد اتاق شد. چشمش به شمعهای خاموش افتاد و گفت: شما چرا نمیسوزید! مگر قرار نبود تا انتها روشن بمانید؟

و ناگهان به گریه افتاد.

با گریه کودک شمع چهارم شروع به صحبت کرد و گفت:
نگران نباش! تا زمانی که شعله من خاموش نگردد شمعهای دیگر را روشن خواهم کرد.

من امید هستم.

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
"سیزده خط برای زندگی"

"سیزده خط برای زندگی"

یک

دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو،بلکه بخاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

دو

هیچ کس لیاقت اشکهای تو رو ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود

سه

اگر کسی تو را آنطور که میخوای دوست ندارد،به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

چهار

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند

پنج

بدترین شکل دلتنگی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید

شش

هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود

هفت

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ،ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی

هشت

هرگز وقتت را با کسی که حاظر نیست وقتش با تو بگذراند، نگذران

نه

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی

ده

به چیزی که گذشت غم نخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن

یازده

همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی

دوازده

خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد

سیزده

زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری

(گابریل گارسیا مارکز)

 

 

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،