تبلیغات
.:.دغدغـــه هــای یکـــ شهــرونــدِ عــادی.:.
عشق یعنی...

عشق یعنی جستجو در کاهدان

جستن سوزن میان استران !!

 

عشق یعنی خوردن جفت و لگد

از پوتین ، یا که پدر ،یا که زتب

 

عشق یعنی ، خاک تو سرعاشق شده !

اینقدر عر میزنه ...قاطر شده !!

 

عشق یعنی خوردن نون و پنیر

عشق یعنی گشنته ؟گمشو بمیر...

 

عشق یعنی رد پایی از شتر

عشق یعنی دور دنیا با موتور

 

عشق یعنی قبض همراه ، صد تومن

عشق یعنی دوزاری ، بیست پنج تومن

 

عشق یعنی یخ زدن درکنج پارک

عشق یعنی کورس و دو تا کیش و خارک

 

عشق یعنی مخ زدن با عکس بیست

عشق یعنی خرترین عاشق یکیست !!

 

عشق یعنی داشتن صدتا تیریپ

خوردن دیزی کنار رود و جیپ

 

عشق یعنی چرت و پرت از سوی دوست

می کند هر دم ز کله مو و پوست

 

عشق یعنی بند تنبان در غزل

عشق یعنی  جنس ناب و سیخ وتل

 

عشق یعنی نوکری حلقه به گوش

از دم در تا موال ...جوش و خروش !!

 

عشق یعنی دختران چشم خمار

عاشق الماس و یاقوت و دلار

 

عشق یعنی مالش کشک در تغار

هر چی تو جیبت داری وردار بیار!!

 

عشق یعنی ریختن پول توی جوب

شیرجه رفتن زیر چرخ تانک و توپ

 

عشق یعنی گفتن صدها جفنگ

از دهان و از دل و از گوش و سنگ

 

عشق یعنی ور زدن روزی سه بار

هر دفعه هشت ساعت و بی کار و عار

 

عشق یعنی دور زدن بر روی ریل !!

دنده معکوس زیر آب یا توی سیل !!

 

عشق یعنی گفتن صدها چاخان

از در و دیوار و باغ و این وآن

 

عشق یعنی بردن یک امتحان

جایزه بردن بسی با امتنان

 

عشق یعنی خوردن آب هویج

عشق یعنی گفتن اشعار گیج

 

عشق یعنی چت نمودن توی نت

عشق یعنی اگزوزت ول داده پت !!

 

عشق یعنی بوی کافور ، عطر یاس

عشق یعنی آخرش جمع کن پلاس

 

عشق یعنی آذرخشی از هوا

خورده بر مخ ...ما شدیم بی ادعا !!

 

عشق یعنی ول بکن این شعر ما

سعدی و حافظ بخوان ...ایول شما !!

 

  




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
دانشجو کیست ؟

از دید مسئولین بالا مقام دانشگاه:

مهمترین رکن یک دانشجوی نمونه ، پرداخت به موقع شهریه است

در مرحله اول ثبت نام دو چیز کافیست اول پذیرفته شدن و دوم فیش واریزی

شهریه ، بقیه مدارک باشه برای بعد (پول مهمه )

دانشجو فردی است که باید به موقع و قبل از استاد  سرکلاس حضور داشته باشد

نگاه او قبل از کلاس به کفش هایش و در کلاس به جزوه هایش باشد

فاقد هر گونه آرایش ظاهری ، باطنی ، داخلی و خارجی باشد.

از خونه مستقیم بره داخل کلاس و بعد از کلاس مستقیم بره خونه.

هر چی استاد و مسئولین دانشگاه گفتن بگوید چشم.

کاری به کار کسی نداشته باشه .

از دید اساتید محترم و زحمتکش :

 

سر کلاس سکوت رعایت شود.

سوالات سخت مطرح نشود.

هر کس بیش از 4جلسه غیبت کند بی تربیت می باشد در نتیجه حذف.

کسی تیکه نیندازد.

افراد آخر کلاس ، ندید حذف.

تقلب =مرگ.

پروژه شما کپی است ؛ نمره بی نمره.

نمره باقالی نیست که آخر ترم بین دانشجویان پخش شود بنابراین درس بخونین.

از دید دانشجویان پسر (بیکاراشون):

عشق است دوران دانشجویی مخوصا اگه یک شهر دیگه باشی.

شهریه رو که بابا جونی میده ، خرجمونم که خدا میرسونه.

شب با برو بچ بریزیم دور هم و تا صبح بگیم و بخندیم.

کلاسهای صبح برای خالی نبودن عریضه است .

ساعت های سروعده های  غذایی ؛ شام : ساعت 3 صبح به بعد

صبحانه اگه بیدار بودیم ساعت 12 یک تیکه نون به خاطر رفع بوی نامطبوع دهان میلنبانیم.

نهار: خدا خیر بده دانشگاه که حداقل یک سلف داره و هر چند غذاش به رستوران های

شهرمون نمیرسه !!ولی شکمتو برای چند ساعتی پر می کنه.

مواد غذایی زمان دانشجویی ، قلیون هلو نعناع ، تخمه، مرغ همسایه ، تخم مرغ همسایه ،

سیب زمینی ، سوسیس ، انواع کنسروجات ، نون بسته ای کپک زده و انواع ترشیجات خونگی.

تفریحات سالم : قلیون، بازی مارو پله ، دخترانه فکر کنین ، عروسک بازی منظورمه،

کشتی از فرنگی و آزاد گرفته تا کشتی چوخه و کشتی کج،اس ام اس بازی

(معمولا طرف اس ام اس داخل خوابگاه دختران یافت می شود)

خدا خیر بده ایرانسل که وقت خالی دانشجویان پر کرده و برای رفع

خستگی و فراقت از بار سنگین درسها با طرح بنفشش میتونی

از بوق ساعت 12 تا خود 6 فکتو نرمش بدی

قبل از رفتن دانشگاه حدود یک ساعت از وقتهای باطله جلو آیینه

میگذره و اینجا موها و ریش و سبیل تازه بسیار نمایان شده  و دقت

و تمرکز بیشتری لازم دارن ، آب بازی تفریح سالمی هست که

در هر خونه ای جای خاص خودش داره و باعث

تمیزی و شادابی روحیه دانشجویان شرکت کننده میشه ،

در زمانهای گذشته دانشجویان هفته ای یک بار برای خلاص شدن

از یکنواختی و ایجاد تنوعی در برنامه هاشون مراسم جر دادن، داشتن

که خوب الان به خاطر تورم و خارج شدن از زندگی غار نشینی

کمتر از این مراسم دیده میشه و تقریبا به منسوخجات پیوسته.

مراسم به صورت خیلی ناگهانی شروع میشه به این صورت

که زیر پوش و یا پیراهن همخونه ای عزیز جرانده میشد و به محض

روی دادن چنین اتفاقی همگی باید خودشون رو آماده  جریده شدن میکردن

و آروم به کمک دوست دیگر جرانده میشدن و در اینجا دوستانی که مقاومت

میکردن غیر از هدف اصلی که پیراهن و معمولا زیر پوششون بود جاهای

دیگرشون هم مورد تجرید قرار میگرفت و منجرد میشد.

مراسم قبل از خواب که بعضی وقتها جلو خواب گرفته و یا آسیب های جسمی

خطیری در پی دارن .(منظورم همون بالش بازی و یا نمونه غیر انسانی

اون به وجود آوردن چندین طبقه انسانی و یا لحاف تشکی بر روی اولین نگون

بختی که خوابش ببره)

ضبط و نوارها و سی دیهای مختلف خوانندگان هم که از نون شب واجب تره.

حرکات موزونی که گاها به صورت سمبل در اومده و داخل  

کلاس های درس هم  نمایان میشه.

 

عواید و دست یافته های این گروه در طول و آخر ترم :

 

نمرات درخشان ، سوز عاشقی ،سینه ای پر از آه و پر دود ،

لباس هایی مستاجر ، لوازم منزلی که گویای وقایعی تاریخی هستند

که در طول این دوران به سرشون اومده از قبیل سوراخهای فراوان

و دور سوخته به خاطر زغال قلیون ، رنگ های زرد آثار چای و آبهای مخصوص مراسم،

موهای فراوان به عات ریزش شدید موها و پشمونجات ، اعضا و جوارحی مصدوم به علت

درگیری های مختلف ،فراگیری آشپزی مخوصا از نوع ماکارونی و پلوتن (تن ماهی +برنج)

زخم معده ، بی خواب مفرط و جغد گونه ،

گوش گرفتگی (طرح بنفش) ، مرض شست گرفتگی (به علت تعدد اس ام اس)

از دید دانشجویان دختر(بیکاراشون)

مخارج شهریه و خورد و خوراک با ددی جون

چقدر زندگی بدون آقا بالا سر خوش میگذره.

دختران دائما غیبت میکنن ولی همیشه در سر کلاسها حضور دارن.

نوشتن جزوه مهمترین کار و حضور در کلاسها مهمترین وظیفه

در داخل دانشگاهه(خدا داند چرا؟

فراگیری پیشرفته مهمی به نام آمارگیری که در این زمینه مطلب فراوان است

وچندین روز اندر مزایای آمار وآمارگیری در دختران به شخصه میتونم

مطلب بدم .فقط همین بگم  که سرعت پخش آمار از سرعت نور

بالاتر هست و کافیه یکی از پسران کلاس پاچه  شلوارش پشت کفشش

گیر کرده باشه ، تا مستخدم خوابگاه متوجه این امر مهم میشه

ودلایل پیدایش و رخداد چنین اتفاقی در میزگردهای شبانه مطرح میشه

ونتیجه آخر اینه که پسرک عاشق یکی از دختران اون جمع هست.

تفریحات سالم : میزگردهای شبانه پیرامون پسرهای دانشگاه ،گذراندن

کلاسهای آرایشگری و گریم ، طراحی لباس و ابداع مد ، آشنا شدن با قلیون

وطریقه چاغ نمودن و کا دود کردن آن ، سر کار گذاشتن پسرها ،

نقاشی کردن در جزوات و تزیین آنها جهت اهدا به نیازمندان!!

جشتجو وتحقیق در علل کنشهای متفاوت پسران ، آموزش رذالت و شیطنتهای

پسر کش ، تمام تفریحاتی که پسران انجام میدن در میان دختران هم رایج شده

 و کافیه یک دور تفریحات پسران مرور کنین ، با این تفاوت که در دختران

آخرش همیشه به گیس و گیس کشی منجر میشه ، آشنا شدن

با انواع خوراک های سرد(فست فود) و کافی شاپهای شهر ،

هفته ای هفت شب شرکت در تولد هم اتاقیها ،

جمع آوری شماره پسرها و ملغب شدن به 118،

تک زدن بی موقع و شبانه به گوشی پسران ، اونهایی هم که خیر خواه

هستن برای اینکه دوستشون صبح برای کلاس بیدار کنن تا صبح

پلک رو هم نمیذارن ، شرکت در تمامی تورهای سیاحتی ،زیارتی ، علمی و تخیلی دانشگاه،

عواید و دست یافته های این گروه در طول و آخر ترم :

فراگیری هر نوع آرایش و مد لباس

تغییر قابل توجه از لحاظ ظاهری نسبت به بدو ورود به دانشگاه،

کم آوردن حافظه گوشی جهت درج اس ام اس و شماره دوستان،

تغییر ماهیت از یک دختر آروم به دختری شیطون  و بازیگوش،

یادگیری انواع مهارتهای شوهرداری و شوهر فراری ،

آشنایی با موارد برخوردهای اجتماعی و معضلات  رفتاری ،

شکست در عشق ، 

خیلی وقت ها هم متاهل شدن یعنی رسیدن به هدف اصلی و والای دانشگاه،

گوش گرفتگی و شست گرفتگی،

 زخم معده و پاشنه پا و ماهیچه های دوگانه .

به امید موفقیت تمامی دانشجویان ایرانی در هر کجای دنیا که هستن..

 

 




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
عشق بزرگترین دروغ دنیا

دلم را سپردم به بنگاه دنیا

و هی آگهی دادم اینجا و آنجا

و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت

و هی این و آن

سرسری آمد و رفت

ولی هیچکس واقعاً

اتاق دلم را تماشا نکرد

دلم قفل بود

کسی قفل قلب مرا وا نکرد.

یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است

یکی گفت چه دیوارهایش سیاه است

یکی گفت چرا نور اینجا کم است

و آن دیگری گفت : و انگار هر آجرش

فقط از غم و غصه و ماتم است !

و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری

و من تازه آن وقت گفتم :

خدایا، تو قلب مرا می خری ؟.

و فردای آن روز

خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه

پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم 

ببخشید، دیگر

"برای شما جا نداریم

از این پس به جز او کسی را نداریم"


 




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
بار سفر روبسته ام

بار سفر روبسته ام دارم می رم به ناكجا

 

                                                             دارم میرم به یك سفر به جادهای بی انتها

 

توجاده ای كه یك سرش منم با ارزوی تو

 

                                        تو جاده ای بی انتها منم به جستجوی تو

 

تو جاده ای كه یك سرش تو هستی و نگاه تو

 

                                         تو جادههای ارزو دارم میرم به راه تو

 

پنجره های قلبم من واشده به روی تو

 

                                       راهو به من نشون بده تا برسم به سوی تو

 

این سر جاده ها منم اون سر جاده ها تویی

 

                                      نشو نیتو به من بده كه مقصدم فقط تویی


 





طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
اگر می خواهی بیمار نشوی . . .

احساس خود را نشان بده ...

پنهان داشتن و سرکوب کردن عواطف و احساس ها

می تواند سبب پیدایش بیماری های زیر شود :

التهاب دستگاه گوارش ، زخم معده ، دردهای کمر و ستون مهره ها .

با گذشت زمان سرکوب کردن احساس ها می تواند به سرطان بیانجامد .

رازهای دلت را با کسی که به او اعتماد داری در میان بگذار .

کسی را پیدا کن که بتوانی خطاها و اشتباهات خود را نزد او

اعتراف بکنی . تاثیر درمانی گفت و گو و درد دل کردن شگفت انگیز است .

اگر می خواهی بیمار نشوی . . .

تصمیم بگیر و کار ها را یکسره کن ...

آدم دو دل همواره در نگرانی و پریشان دلی به سر می برد .

دودلی سبب انباشته شدن مشکلات و نگرانی ها

و پرخاش گری می شود . تاریخ آدمیان را تصمیم های آدمیان ساخته است .

تصمیم گرفتن یعنی این که بدانی چه چیزی را از دست می دهی

و چه چیزی را به دست می آوری .

افراد دودل دچار بیماری های گوارشی ،

دردهای عصبی و بیماری های پوستی می شوند.

اگر می خواهی بیمار نشوی . . .

راه حل ها را پیدا کن  ...

آدم های منفی باف راه حل ها را پیدا نمی کنند و مشکلات را بزرگتر می کنند .

این جور آدم ها سوگواری ، غیبت و بدبینی را شیوۀ زندگی می دانند .

بگذار شمعی بیافروزیم . نه آن که در تاریکی به سوگ بنشینیم .

زنبور عسل جانور کوچکی است ولی عسلی می سازد که

یکی از شیرین ترین چیزهاست .

ما از اندیشه های مان ساخته شده ایم .

اگر به اندیشه های منفی فرصت دهیم ،

گسترش خواهند یافت و سرانجام بیماری را سبب می گردند

اگر می خواهی بیمار نشوی . . . .

ظاهر پرست نباش ...

کسی که راستی را پنهان می سازد ،

وانمود می کند که همیشه خوب است .

او می خواهد همیشه به عنوان فردی بی نقص و کمال یافته انگاشته شود .

ولی بار سنگینی را به دوش می کشد . تندیسی آهنین با پاهای گلین .

برای بیمار شدن هیچ چیز بدتر از این نیست که ظاهر پرست باشیم .

این آدم ها به درختی با تنۀ بزرگ می مانند که ریشه ای کوچک دارد .

زندگی آنها میان داروخانه ، بیمارستان و درد سپری می گردد .

اگر می خواهی بیمار نشوی . . .

پذیرنده باش  ...

خودداری از پذیرش واقعیت ها و نبودن انگیزه های درونی ،

ما را از خویشتن بیگانه می سازد .

برای تندرست بودن بایدبا خودمان رو راست باشیم .

کسانی که این واقعیت را نمی پذیرند به آدم های حسود ،

تقلید کننده ، بیش از اندازه رقابت کننده

و سرانجام ویرانگر تبدیل می شوند .

پذیرنده باش ! بپذیر که پذیرفته شده ای .

انتقاد را پذیرا باش . زیرا که این شیوۀ خردآمیز بهترین درمان است.

اگر می خواهی بیمار نشوی . . .

اعتماد کن ...

کسانی که اعتماد نمی کنند ، با دیگران نمی توانند رابطه برقرار کنند .

از این رو ، تنها مانده و نمی توانند رابطۀ ژرف و

پایداری داشته باشند و معنای دوستی راستین را در نمی یابند .

بدون اعتماد رابطه ای وجود نخواهد داشت .

بی اعتمادی یعنی این که به خودت وبه ذات ایمان ، ایمان نداری.

اگر می خواهی بیمار نشوی . . .

زندگی را با اندوه سپری نکن...

شوخی ، خنده ، استراحت و شادی ، همه اینها پیام آور تندرستی

و زندگانی بلند هستند .

انسان های شاد این هنر را دارند که هرجا زندگی کنند ،

پیرامون خود را بهبود می بخشند .

شوخ طبعی دلپذیر ما را از نسخۀ پزشک بی نیاز می کند .

شادمانی کلید تندرستی است .

 

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
پرستو

در یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال

 مهاجرت دیدم به او گفتم: 
چون به دیاریارم میروی به

 او بگو دوستش دارم 
ومنتظرش می مانم.

 بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد و گفت: 
دوستش بدار ولی منتظرش نمان!!!!!!!!!!!!

(تقدیم به آنهایی که آدمارو زود فراموش می کنند)




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
خسته

هوای تازه، بارش باران، لحظه های پاک، محیطی به غایت زنده و پویا،

 مهربانی خاک، جلوه رنگ و ...

هرآنچه از زیبایی تصور نمایی...

اینها بدون حضورت همچون اجزای یک تابلوی نقاشی است

 که من بیرون از صحنه به تماشای آن نشسته ام.

من ناظری بیش نیستم؛

چرا که ...

جای تو خالیست.

من تنها، بار دو جفت چشم منتظررا بر دوش می کشم.

من تماشاچی بیش نیستم...

خسته و تا ابد چشم به راه...


( چرا تو آسمونمون پرنده گوشه گیر شده ؟

چرا نمی رسیم به هم ؟ چرا همیشه دیر شده ؟)

  




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
آمده ام ...

مثل گذشته ها که پاییز بهانه ی آمدن

 و باز خواستنم بود برای پاییز نیامده ام!

رازی را فهمیده ام آخر...

بین خودمان باشد نشنوند آنهایی که هنوز دل

 به پاییز رنگ رنگ عاشقا نه ها  بسته اند

میدانی چه شد...

( یاس پیر سر کوچه برگهایش را به تاراج گذاشت که پاییز متولد شد )

باور کن...

فریبی ساده بیش نبود اینکه استوارترین پاییز

 به تمنای سبز بهار آمده است...!

آمده ام تا که شاید در پشت غار حرای نگاهت

 به انتظار وحی بمانم ...!؟ 
آمده ام که بمانم ...!

شاید که مسافری باز گشته باشد ..!

شاید که آئینه دل هنوز ترک بر نداشته باشد ...!

شاید که این بار انعکاس فریاد تو باشم ... سوار بر باد...!

هر چند که خوب می دانم نه بر سر دو راهی نه

 بر سر راه نه بر سر هیچ دری هیچ کس منتظرم نیست..

اما من باز آمده ام  نه به وسوسه ی پاییز...






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
قوانین مردونه

1) مردها نمیتونن فکر کسی رو بخونن.

2)  دیدن مسابقه فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمون

جذاب و قشنگه. اجازه بدید همینطور بمونه.

 3) خرید کردن، مسابقه فوتبال نیست. و امکان نداره که

 ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.

 4)گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.

5)لطفا چیزی رو که می خواهید، واضح بگید.

اجازه بدید کمی روشن تر بگم، اشارات زیرکانه،

اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به

 یک موضوع اصلا به کار نمی آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگید.

6) “بله” یا “خیر” بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.

 7)لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید،

 این کاریه که ما مردا انجام میدیم. همدردی کردن

وظیفه دوستان مونث شماست نه ما مردها.

8) سردردی که هفده ماهه داره شمارو آزار میده

یک مشکل واقعیه لطفا یک پزشک رو ببینید.

 9)هر مطلبی که شیش ماه پیش از طرف ما مردها

 گفته شده الان به عنوان استدلال غیر قابل قبوله.

 در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.

10) اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالا هستید. لطفا از ما نپرسید.

11) اگر مطلبی که ما گفتیم رو میشه دو جور ازش

 برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی

و ناراحت میکنه منظور ما اوون یکی برداشت بوده.

12) شما میتونید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدیم

یا بهمون بگید که چطوری انجامش بدیم. نه هر دوش.

اگر شما از قبل میدونید که چطوری میشه اوون کارو

بهتر انجام داد خوب خودتون دست بکار شید.

13) کریستوف کلمب احتیاجی نداشت

 که مسیر رو بهش یاد بدن. ما هم همینطور

14) تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو میبینند.

 دقیقا مثل ویندوز default . برای ما هلو یک میوه است نه رنگ.

 پرتقال هم یک جور میوه است نه رنگ.

ما واقعا نمی فهمیم رنگ پوست پیازی یعنی چی. ؟؟؟

15) اگر ما از شما بپرسیم چی شده و

شما بگید “هیچی” ما هم طوری رفتار میکنیم

که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. ما میدونیم که شما دروغ میگید

 اما فقط ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بیاره

16) وقتی ما دوتایی قراره بریم جایی، چیزی که شما پوشیدید

 کاملا مناسب و قشنگه اینو واقعا میگم

17) شما به اندازه ی کافی لباس دارید

18) شما کفش، زیادی هم دارید

19) من کاملا خوش فرمم. گرد هم یک جور فرمه خوب

20) ممنونم که اینو خوندید. آره میدونم امشب

 باید تو آشپزخونه بخوابم. ولی اینو میدونستید

 برای ما مردا اصلا مهم نیست. فکر میکنیم رفتیم کمپینگ





طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
دانشجوی عاشق

از صفر من تا بیست تو راهی به جز تقدیر نیست

دلخوش به استادم نکن حذف اضطرای دیر نیست

من غایبم یا در سکوت ، تو حاظر و در گفتگو

من غافل از استاد و درس ، تو می نویسی مو به مو

با جزوه و فرمول بیا ، تا پاس کنم یک واحدی

چیزی نخواندن بهتر از یک شب تلاش بیخودی

با عشق در دانشکده جایی برای درس نیست

البته ترم هفت و هشت ، دیگر مجال ترس نیست

دانشجو گر عاشق شود ، بی پرده مشروط می شود

چیزی شبیه آب هویج با کوفته مخلوط می شود




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
زرنگی


1) پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتس است

پسر: آهان اگر اینطور است، قبول است


2) پدر به دیدار بیل گیتس می رود

پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند

پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است

بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است



3) پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم

مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!

پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!

مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد

و معامله به این ترتیب انجام می شود

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید

چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.

 

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
کامپیوتر زن است یا مرد ؟

استاد زبان فرانسه در کلاس درس در مورد مونث یا

مذکر بودن اسمها توضیح میداد که پرسید:

کامپیوتر مونث است یا مذکر ؟

کلیه دانشجویان دختر جنس رایانه را به

 دلایل زیر مرد اعلام کردند :

1-وقتی به آن عادت می کنیم گمان می کنیم بدون آن

قادر به انجام کاری نیستیم.

2-با آنکه داده های زیادی دارند ، نادانند.

3-قرار است مشکلات را حل کنند ،

ولی در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند.

4-همین که پایبند یکی از آنها شدید،

متوجه میشوید که اگر صبر کرده بودید ،

مورد بهتری نصیبتان میشد.

کلیه دانشجویان پسر جنس رایانه را به

 دلایل زیر زن اعلام کردند :

1-به غیر از خالق آنها کسی از منطق

درونی آنها سر در نمیاورد.

2-کسی از زبان ارتباطی بین آنها سر در نمیاورد.

3-کوچکترین اشتباهات را در حافظه

دراز مدت خود ذخیره میکنند

تا بعدها تلافی کنند.

4-همین که پای بند یکی از آنها شدید

باید تمام پولتان را

صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید.

 




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
عشق جایش تنگ است...

نامه ای در جیبم

و گلی در مشتم

غصه ای دارم با نی لبکی..

سر کوهی گر نیست

ته چاهی بدهید

تا برای دل خود بنوازم

عشق جایش تنگ است...





طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
بخاطر کی؟

 

پرسید بخاطر کی زنده هستی ؟

با اینکه دلم میخواست با تمام وجودم

داد بزنم "بخاطر تو"

بهش گفتم : بخاطر هیچ کس !

پرسید : پس بخاطر چه زنده هستی ؟

با اینکه دلم فریاد می زد :"بخاطر تو"

با یک بغض غمگین

گفتم : بخاطر هیچ چیز !

ازش پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی ؟

در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود

گفت : بخاطر کسی که بخاطر

هیچ ، زنده است !!!!!!!




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
عکسهایی که ارزش دیدن دارند
شعری از پابلو نرودا :

خدایا دوست ندارم تا زمانی که زنده

هستم مرده باشم !!!

آرام آرام خواهید مرد
اگر سفر نکنید،
اگر کتاب نخوانید،

اگر به صداهای زندگی گوش ندهید،

اگر آنچه می کنید ارزیابی نکنید.

آرام آرام خواهید مرد

وقتی که ”عزت نفس“ خود را بکشید

و وقتی که به دیگران امکان ندهید که به شما کمک کنند

آرام آرام خواهید مرد

اگر بنده عادت های خود شوید،

و هر روز بر همان مسیرهایی که پیوسته می روید، بروید...

اگر مسیر خود را عوض نکنید،

اگر لباس هایی به رنگ های مختلف نپوشید

و با کسانی که نمی شناسید صحبت نکنید

آرام آرام خواهید مرد

اگر از عشق ورزیدن پرهیز کنید

و همه آن احساساتی که انسان را آشفته می سازد،

و کسانی که باعث می شوند تا چشمان شما برق زند

و قلب شما از عشق به تپش در آید.

آرام آرام خواهید مرد

وقتی که از کارتان راضی نیستید یا از عشق خود گله دارید،

 و قصد ندارید که زندگی تان را تغییر دهید.

اگر خطر نکنید و به دنبال آنچه که در مقابل

 نامطمئن ها - بی خطر است نروید

اگر به دنبال رویای خود نروید،

اگر به خودتان اجازه ندهید که

حداقل برای یک بار هم که شده

از  نصیحت های قابل درک فرار کنید !

امروز زندگی کردن را آغاز کنید !

امروز دل را به دریا بزنید !

به خودتان اجازه ندهید که آرام آرام بمیرید

و فراموش نکنید که همواره با نشاط باشید !

پابلو نرودا (شاعر شلیایی)

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
دچار یعنی عاشق ...

دلم گرفته...

دلم عجیب گرفته است...

چرا گرفته دلت؟چرا؟

مثل اینکه تنهایی؟

چقدر هم تنها ...

دچار یعنی عاشق ...

و فکر کن که چه تنهاست اگر که

ماهی کوچک دچار آبی

دریای بی کران باشد...




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
دیکته

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

 

                                               سارا به سین سفره مان ایمان ندارد

 

بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم

 

                                                      یا سیل می بارد و یا باران ندارد

 

بابا انارو سیب و نان را می نویسد

 

                                                     حتی برای خواندنش دندان ندارد

 

انگار بابا همکلاس اولی هاست

 

                                                     هی می نویسد این ندارد آن ندارد

 

بنویس کی آن مرد در باران میاید

 

                                                        این انتظار خیسمان پایان ندارد

 

ایمان برادر گوش کن نقطه سر خط

 

                                                    بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

 

 

 

                                 




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
عکسهایی از جنس کمیاب
عشق واقعی

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.

 خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند.

این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن

 مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد.

وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛

این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!

چه اتفاقی افتاده؟

در یک قسمت تاریک بدون حرکت،

مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!

چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.

متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.

در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد

یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!

مرد شدیدا منقلب شد.

ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی!!!

اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد

 پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم، اگر سعی کنیم




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
بهاران

حالیا معجزه باران را باور کن

و سخاوت را در چشم چمن زار ببین

و محبت را در روح نسیم

در این کوچه تنگ

با همین دست تهی

روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد

خاک جان یافته است

تو چرا سنگ شدی

تو چرا این همه دلتنگ شدی

باز کن پنجره ها را

و بهاران را باور کن...




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
نمره

گفتم غم دو نمره گفتا بگو یک نمره

گفتم که ده به من ده گفتا که هشت بساید

گفتم ز مهر ورزان رسم عطا بیاموز

گفتا ز دست استاد این کار کمتر آید

گفتم اگر  نبخشی بار دگر بیفتم

گفتا که ترم دگر یا سال دگر آید

گفتم که این عوامل مشهور عالمم کرد

گفتا اگر نجنبی ، مشروطی بر سر آید

گفتم که نمره ده ما را به آرزو کشت

گفتا که دانشی  جوی تا بیست هم بر آید

گفتم که دل رحیمت کی عزم فضل دارد

گفتا مگوی  تا فصل آن در آید

گفتم ترم پیشین دیدی که چون سر آمد

گفتا خموش تنبل ، کاین ترم هم سر آید

 




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
دلتنگ

 

من اینجا بس دلم تنگ است...

و هر سازی که می بینم ،

بد آهنگ است ...

بیا ره توشه برداریم ،

قدم در راه  بی برگشت بگذاریم ...

ببینیم آسمان هر کجا ،

آیا همین رنگ است ؟؟!!




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،