تبلیغات
.:.دغدغـــه هــای یکـــ شهــرونــدِ عــادی.:.
عاشقانه دوست بداریم اما عاقلانه نگاه کنیم ....


عمیق ترین درد زندگی مردن نیست، 

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است.

عمیق ترین درد زندگی مردن است ،

 در زمانی که یگانه داستان عاشقانه زندگیت بر باد رفته است ....

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست ،

بلکه فراموش کردن زیبایی یک لبخند است ...

عمیق ترین درد زندگی مردن است ،

در حالی که قلبی عاشق انتظار نگاهت را میکشد ...

و حالا

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست ،

بلکه خواستن و نتوانستن است...

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست ،

 بلکه نتوان گفتن است ...

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست ،

بلکه بودن در نهایت نبودن است ...

آری عمیق ترین درد زندگی اینست که ببینی ،

بخواهی ، بتوانی اما ... نتوانی بگویی....


 




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
من...آموختم

من عشق را از انعکاس مهتاب در حوض مادر بزرگ آموختم
من ایثار را از قلب خورشید در آسمان صحرا آموختم
من زندگی را از امواج طوفانی شب دریا آموختم
من محبت را از قطره های باران بر علفزار آموختم
من صداقت را از یک رنگی ابر های سفید آموختم
من وفا را از کبوتران بر شاخه های خشکیده آموختم
من گذشت زمان را از چشم های منتظر آموختم
من عطش را از چکاوک های خانه همسایه آموختم
من ایمین را از کودکان معصوم آموختم
و من آموختم هر چه را که می خواهم فقط از معبود یکتا بخواهم




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
چیزهایی که نگفتم


وقتی چمندانش را به قصد رفتن بست

نگفتم:عزیزم این کار را نکن !

نگفتم:برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده !

وقتی پرسید دوستش دارم یا نه ؟

رویم را برگرداندم !

حالا اون رفته ...

و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم !

نگفتم:عزیزم متاسفم ، چون من هم مقصر بودم !

نگفتم :اختلاف را کنار بگذاریم چون تمام آنچه

می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است.

گفتم:اگر راهت را انتخاب کرده ای ،من آن را

سد نخواهم کرد !

حالا اون رفته و من تمام چیزهایی که نگفتم را می شنوم....





طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
دانشجو در ترم های مختلف

 

•  ترم اول (ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه.

دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم

که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه...
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی

خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

 


ترم دوم (ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم

 تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس

من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم ...
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و

داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...

ترم سوم (ترم افسردگی):

الو مامان سلام.
مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!
مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم میمیرم از غصه.
ای خدا بیا منو بکش و راحتم کن.
مامان من این زندگی رو نمی خوام ...
دیگه خسته شدم از دنیای وانفسا

ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟
منم! کجایی نفس؟ نیستی؟
دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم ...
مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بهت زنگ میزنم ...

الو به به سلام چطوری ندا جون؟
آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!
پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟
به خدا منم دلم یه ذره شده واست.
باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو...

ترم پنجم (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد!
قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، 2 نمره بهم بده.
به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ...
اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم ...

ترم ششم (ترم ولخرجیدگی):
الو مامان من خونه می خوام!
راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.
دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!

ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):
خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه ...

ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.
واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا ...
ای وای بر من؛ کی میره اینهمه راهــــو ...

 




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
عکسهای متفاوت
جستجو

به ساعت من ، تو تمام قرارها را

نیامده ای!!!!!!!!!!

کدام نصف النهار را از

قلم انداخته ام ؟؟؟؟؟؟؟؟

قرار روزهای بی قراریم!!!!!!!

کجای آسمان ببینمت؟؟؟؟

من از جستجوی زمین خسته ام ...........



 





طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
یادمان باشد...


یادمان باشد که: او که زیر سایه دیگری راه می‌رود، خودش سایه‌ای ندارد.
.
یادمان باشد که: هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.
.
یادمان باشد که: زخم نیست آنچه درد می‌آورد، عفونت است.
.
یادمان باشد که: در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.
.
یادمان باشد که: دست به کاری نزنم که نتوانم آن را برای دیگران تعریف کنم.

.

یادمان باشد که: آنها که دوستشان می‌دارم می‌توانند دوستم نداشته باشند.
.
یادمان باشد که: فرار؛ راه به دخمه‌ای می‌برد برای پنهان شدن نه آزادی.
.
یادمان باشد که: باورهایم شاید دروغ باشند.
.
یادمان باشد که: لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.
.
یادمان باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته‌اند و او را راه می‌برند.
.
یادمان باشد که: لزومی ندارد همان قدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.
.

یادمان باشد که: محبتی که به دیگری می‌کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.
.
یادمان باشد که: اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.
.
یادمان باشد که: دلخوشی‌ها هیچکدام ماندگار نیستند.
.
یادمان باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.
.
یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.
.
یادمان باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست.
.
یادمان باشد که: من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهاییم.
.
یادمان باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!
.
یادمان باشد که: در خسته‌ترین ثانیه‌های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!
.
یادمان باشد که: لازم است گاهی با خودم رو راست‌تر از این باشم که هستم.
.
یادمان باشد که: سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته‌اند، هر کسی سهم خودش را می‌آفریند.
.
یادمان باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می‌شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.
.
یادمان باشد که: پیشترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.
.
یادمان باشد که: آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.
.
یادمان باشد که: نیازمند کمک‌اند آنها که منتظر کمکشان نشسته‌ایم.
.
یادمان باشد که: هرگر به تمامی ناامید نمی‌شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.
.
یادمان باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد.
.
یادمان باشد که: گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.
.
یادمان باشد که: خوبی آنچه که ندارم این است که نگران از دست دادن‌اش نخواهم بود.
.
یادمان باشد که: وظیفه من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.
.
یادمان باشد که: در هر یقینی می‌توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.
.
یادمان باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت‌ترین قسمت راه است.
.
یادمان باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.
.
یادمان باشد که: به جستجوى راه باشم، نه همراه.
.
یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
ازدواج دانشجویی!!!

ازدواج دانشجویی از سه کلمه ی

ازدواج + دانشجو + یی ، تشکیل شده است!

در لغت نامه این کلمات این گونه تفسیر شده اند :

ازدواج = 2تا شدن ، قاطی مرغ ها رفتن ،

از دست رفتن ! از پا افتادن!

دانشجو= نام چیزی است که این روزها همه هستند !

بلا تشبیه تلفن همراه که همه دارند . انسان علاف از

نوع با کلاسش را گویند !

یی = چنین کلمه ای هنوز کشف نشده است !!!!

اولین و آسان ترین راه  برای ازدواج دانشجویی

مایه دار بودن است ، اگر خودتان مایه دار نیستید

لااقل سعی کنید پدرتان مایه دار باشد ، اصولا اگر مایه

دارید دیگر لازم نیست این مطلب را بخوانید ، پاشید برید

ازدواج دانشجوویتونو بکنید !

در این موارد بهتر است اول مزدوج شده و سپس دانشجو شوید

تا مدرکی که می خواهید بگیرید(بخرید!) مطابق میل

دوشیزه عروس خانم باشد !

اگر هم مایه دار نیستید خوب چه کارتون کنم

بشینید صبح تا شب درس بخونید تا کنکور قبول شده

و نمونه یک انسان موفق شوید تا به شما بگویند

چه پیامی برای هم سن و سال های خودت داری ؟!!

برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر است سعی

کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید تا وقت بیشتری

برای انجام این کارهای فوق برنامه !! و غیر درسی داشته باشید!!

قبولی در دانشگاه شریف به هیچ عنوان توصیه نمی شود!!

قبولی در این دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس

شما را به یک جوان ناکام تبدیل خواهد نمود.

سعی کنید در انتخاب رشته به رشته هایی علاقمند باشید

که بیشتر ظرفیت آن را جنس مخالفتان تشکیل می دهند

(مثلا نسبت 59 به یک از ضریب اطمینان بالایی برخوردار است!!).

در غیر اینصورت نگران نباشید  ، انواع و اقسام انجمن های علمی و

کانون ها و تشکل های هلال احمر و گروه سرود و...

شما را به سر منزل مقصودتان می رساند.

اگر دخترید سعی کنید جزوه های درسی تان

را خوش خط و خوانا بنویسید !

اگر هم پسرید که اصلا لازم نیست جزوه بنویسید ،

چون همان طور که می دانید خوبیت ندارد یک دختر

از یک پسر جزوه بگیرد !!مردم چی میگن ؟؟

مثل خواستگاری دختر از پسر که عرف نیست !!!

اصلا از ایجاد آشنایی نترسید و همیشه سعی کنید

برای شروع آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید ،

خجالت نکشید ، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید.

پسر : سلام خانم ! ببخشید می شه با من ازدواج کنید !!

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووومب !!!

کات آقا ! کات ! پسره اوشکول من گفتم ایجاد آشنایی!

نگفتم زرت بری بگی ازدواج که !!!!

خوب می گفتیم :

بلوتوث خود را همیشه در محیط کلاس روشن بگذارید !

سر جلسه امتحان از هرگونه کمک فکری

 به غیر هم جنسان خود دریغ نکنید .

البته به شرطی که نیتتان خیر باشد در غیر اینصورت

بنده هیچ مسئولیتی را به عهده نمی گیرم.

فراموش نکنید نشستن در راهرو های دانشگاه

آن هم به سبک سنتی ، به شما انگیزه های زیادی

برای ازدواج های دانشجویی خواهد داد.

به هر حال اگر از آن دسته از دانشجوهایی

هستید که ازدواج دانشجویی کرده اید ،

 بهتون تسلیت می گم !

اگر هم هنوز مجردید برید ازدواج دانشجویی کنید

دیر می شه ها!!!!




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
Need love



Then the rainstorm came over me 
And I felt my spirit break 
I had lost all of my belief you see 
And realized my mistake 
But time threw a prayer to me 
And all around me became still 

I need love, love's divine 
Please forgive me now I see that I've been blind 
Give me love, love is what I need to help me know my name 

Through the rainstorm came sanctuary 
And I felt my spirit fly 
I had found all of my reality 
I realize what it takes 

'Cause I need love, love's divine 
Please forgive me now I see that I've been blind 
Give me love, love is what I need to help me know my name 

Oh I don't bend [don't bend], don't break [don't break] 
Show me how to live and promise me you won't forsake 
'Cause love can help me know my name 

Well I try to say there's nothing wrong 
But inside I felt me lying all alone 
But the message here was plain to see 
Believe me... 

'Cause I need love, love's divine 
Please forgive me now I see that I've been blind 
Give me love, love is what I need to help me know my name 

Oh I don't bend [don't bend], don't break [don't break] 
Show me how to live and promise me you won't forsake 
'Cause love can help me know my name 

Love can help me know my name.


)First time our met

Same feeling I get

Only feels much stronger

Wanna Love yeah  Longer

You still turn fire on(

 

 

 




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
جستجوی خدا

کوله پشتی اش را برداشت و راه افتاد.

رفت که دنبال خدا بگردد ، و گفت :

تا کوله ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.

نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود.

مسافر با خنده ای رو به درخت ، گفت :

چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن ،

و در خت زیر لب گفت : ولی تلخ تر آن است که

بروی و بی رهاورد برگردی ، کاش می دانستی

آنچه در جستجوی آنی ، همین جاست.

مسافر رفت و گفت : یک درخت از راه چه می داند؟

پاهایش در گل است ، او هیچ گاه لذت جستجو را

نخواهد یافت و نشنید که درخت گفت :

اما من جستجو را از خود آغاز کرده ام

و سفرم را کسی نخواهد دید ، جز آنکه باید !

مسافر رفت و کوله اش سنگین بود ...

هزار سال گذشت ، هزار سال پر خم و پیچ  ،

هزار سال بالا و پست ...

مسافر بازگشت ، رنجور و ناامید ،

خدا را نیافته بود ، اما غرورش را گم کرده بود!

به ابتدای جاده رسید ، جاده ای که روزی از آن آغاز

کرده بود .

درختی هزار ساله ، بالا بلند؛ کنار جاده بود.

زیر سایه اش نشست تا لختی بیاساید.

مسافر درخت را به یاد نیاورد .

اما درخت او را می شناخت . درخت گفت:

سلام مسافر ، در کوله ات چه داری ، مرا هم مهمان کن.

مسافر گفت : بالا بلند ! تنومندم ، شرمنده ام ، کوله ام

خالی است و هیچ چیز ندارم .

درخت گفت: چه خوب  ، وقتی هیچ نداری ، همه چیز داری!

اما آن روز که می رفتی ، در کوله ات همه چیز داشتی

غرور کمترینش بود ، جاده آن را از تو گرفت

و حالا در کوله ات  جا برای خدا هست و قدری

از حقیقت را در کوله مسافر ریخت .

دست های مسافر از اشراف پر شد و چشم هایش

از حیرت درخشید و گفت : هزار سال رفتم

پیدا نکردم و تو نرفته ای ، این همه یافتی !

درخت گفت : زیرا تو در جاده رفتی

ومن در خودم ! و پیمودن خود

دشوارتر از پیمودن جاده هاست...

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
کجا ماندی ؟

تو را گم کرده ام امروز

و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی

سرد و سنگینند

و چشمانم نمی دانی چه غمگینند

چراغ روشن شب بود برایم

چشمهای تو

نمی دانم چه خواهد شد

پر از دلشوره ام بی تاب و دلگیرم

کجا ماندی ؟

که من بی تو هزار بار در هر لحظه

می میرم ...


( تقدیم به کسی که هنوز هم تکه ای از آسمان در چشمانش

و جرعه ای از دریا در دستانش و تجسمی زیبا از خاطره ها و ایثارهای سرخ

در معبد ارغوانی دلش به یادگار مانده است . . .)




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
روز مبادا

وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چونان که بایدند

نه باید ها...

مثل همیشه آخر حرفم

و حرف آخرم را

با بغض می خورم

عمری است

لبخندهای لاغر خود را

در دل ذخیره می کنم :

با شد برای روز مبادا !!!

اما

در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هر چه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما کسی چه می داند ؟

شاید

امروز نیز روز مبادا باشد !

وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چونانکه بایدند

نه بایدها...

هر روز بی تو

روز مباداست !!!!!!!

 




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،