تبلیغات
.:.دغدغـــه هــای یکـــ شهــرونــدِ عــادی.:.
زندگی اجباریست...

بعضی حرف ها
گفتنش فقط دردت را زیادتر می کند
بهتر است
سکوت کنی
خودشان اشک می شوند
و از چشمانت بیرون می ریزند
بعضی چیزها را
باید ببینی
و حرفی نزنی
لعنتی ها
مدام درذهنت تکرارمی شوند
باید طاقت بیاوری
بعضی رفتارها
فکرش را هم نمی کنی
اما
عادی می شوند
آنقدر عادی که
مثله چای صبحانه
شیرینش میکنی



شایدآن روز كه سهراب نوشت تاشقایق هست زندگی بایدكرد,

خبری ازدل پردرد گل سرخ نداشت.
بایداینطور نوشت: هرگلی هم باشی

چه گل پیچك و یاس,زندگی اجباریست...

 




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
پشت دریاها هیچی نیست...

پشت دریاها هیچی نیست  بیخودی  قایق  نساز ...


آنجا  هم  رفتم


آدمهایش مثل  آدمهای  اینجاست


دروغگو  و  پست...


سهراب هم دروغ می گفت...


ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻦ ﺭﺍ،ﻫﻤﻪ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﯿﭙﻨﺪﺍﺭﻧﺪ،


ﺍﻣﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻨﺪ


ﺩﺭ ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮐﻮﺗﺎﻩ، ﺯﻣﯿﻨﺶ



ﻋﻤﻖ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
به دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کند


دیگر گرمای دستی دلم را به تپیدن وا نمی دارد


میروم تا در تاریکی راه خود را پیدا کنم


که به چراغهای نورانی و دستهای گرم دیگر اعتمادی نیست

 

میانِ آدمـــک هایِ هـــــزار رنـــــــــگ...


دلباختۀ یک رنـــــــــــــگی او شدم....


افــسوس...گذر زمان...بیرنــــــــگش کرد...


... .........
کم رنگ...و...کم رنگ تر...


و...آخـــــــــــر....


...
مـــــَــــــحـــــــــــ ـــو...

 


خدایا ! دستانی را در دستانم قرار بده که پاهایش با دیگری پیش نرود ...




طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
یک داستان غم انگیز!

داستان ما داستان یك دانشجو است كه توانست در 5 ترم فارغ شود،

 امیدواریم داستان هیچ كدام از شما به مانند این داستان نباشد؛

ترم اول: خوشحالی- شادی- قبول شدم- «تبریك»- كیف سامسونت- كلاس گذاشتن-

 خودبزرگ بینی- اعتماد به نفس كاذب- بحث سیاسی، فرهنگی-

آدم حسابی- فرهیختگان جامعه- نخبگان مملكت- آینده سازان كشور-

روزنامه- جزوه- كتاب- درس- نت برداری- حضور، غیاب- صندلی ردیف اول

- سرچ تحقیق در سایت گوگل- امید به آینده- تلفن به مامان:

"مامان! دانشگاه خیلی خوبه!"

ترم دوم: سلام- خوبی؟- دختر،پسر- اكبری- صالحی- احمدی- این خوبه-

اون بهتره- انتخاب اصلح- فردا قشنگه- حضور،غیاب- آیینه- آب شونه-

عطر- ادكلن- آینه- گرفتن جزوه- صندلی ردیف وسط- بازم سلام- چت-

اوه آخر ترمه!- شب امتحان- معدل 12- تلفن به مامان:"مامان! دانشگاه بد نیست!"

ترم سوم: تریپ پروانه ای- ندا- كافی شاپ- قرار- نیومد-قرار- ایندفعه اومد-

 ضدحال- رفت(به همین راحتی!)- غصه- دلتنگی- افسردگی- دوست بد-

سیگار- كلاس دودره- واسه من هم حاضر بزن- شب امتحان- جزوه ندارم-

تقلب- ده- مشروط- تلفن به مامان:" میگذره!"

ترم چهارم: مخ زدن- نگین- افسانه- آرزو- المیرا- ردیفه!- خونه[ ]-

سیگار- دود- بنگ- حوصله ندارم- بی خیالی- غیبت- غیبت- غیبت-

صحبت با استاد- تقلب- ده- اتاق استاد- مشروط- مامان زنگ می زنه:"پسرم خوبی؟!"

ترم پنجم: خواب- بیداری- خونه- سیگار- بی حوصلگی- زغال خوب-

شیشه- تبدیل شدن به یك رفیق ناباب برای بقیه- خواب- بیداری- خونه-

شیشه- بی حوصلگی- ذغال خوب- خواب ... خواب ... خواب ... خواب ...

  نه انگار بیدار بشو نیست، مرده!!- از مرده شور خونه تلفن به مامان:

"بیاین،بچه تون رو ببرین!"

و اینگونه بود كه این دانشجو در پنج ترم توانست فارغ شود ...


البته از زندگی!!




طبقه بندی: طنـــ(◕‿◕)ـــز،
دیگر کسی را "خیلی" دوست ندارم !!!

دست هایم خالیست 

و درونم سرشار! 

پُرم از آرزوهای پوشالی 

و دلم خوش است به خواب شیرین شب بو 

و رهایی گیسوان بید در دستان وحشی باد! 

و چه زیباست، 

پشت پا زدن به آن هایی که 

تُو را رنجاندند! 

و چه خوب است، 

گاه گاهی دروغ بگویی به دلت 

و نگذاری که بداند، 

بی نهایت تنهاست .

 




تنهایم...


اما دلتنگ آغوشی نیستم ...


خسته ام ...


ولی به تکیه گاهی نمی اندیشم ...


چشمهایم تر هستند و قرمز ...


ولی رازی ندارم ...


چون مدت هاست ...


دیگر کسی را "خیلی" دوست ندارم !!!


 





طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
یکی بود یکی نبود...

یکی بود یکی نبود...


این جمله همیشه آغازگر قصه هایی بود که می شنیدم ،
ولی قصه من که آغاز شد...
هیچکس نبود !
نه من بودم و نه تو ...
من و تو همیشه دو نفر بودیم : 
یکی بود، یکی نبود...
تو همیشه نبود قصه و من ،
چه فرق می کرد که بی تو بودم یا نبودم؟ 
من وتو هیچ وقت ما نبودیم!
قصه را بی هم آغاز کردیم
به این امید که شاید در فصلی از آن به هم برسیم ...
ولی تمام فصلها گذشت و به هم نرسیدیم...
و قصه نا تمام ماند...
من و تو می توانستیم ما باشیم
ولی .........






طبقه بندی: عــ♥ــآشـــقــ♥ــآنـــ♥ــه،
چقدر خنده داره

چقدر خنده داره

که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی ۹۰ دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!

چقدر خنده داره

که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!


چقدر خنده داره

که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!

چقدر خنده داره

که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم

 اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!


چقدر خنده داره

که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست 

خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت

می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!

چقدر خنده داره

که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره

که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین 

صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!

چقدر خنده داره

که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم

 اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره

که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!

چقدر خنده داره

که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

چقدر خنده داره

که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی

 که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر

در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!

خنده داره

اینطور نیست؟

دارید می‌خندید؟

دارید فکر می‌کنید؟





طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
نسل ما

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم
نسل خوابیدن با اس ام اس
نسل دردو دل با غریبه های مجازی
نسل غیرت رو خواهر,روشنفکری رو دختر همسایه
نسل پول ماهانه,وی پــ ی ان...
نسل عکسهای برهنه بازیگران
نسل جمله های کوروش و شریعتی
نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس
نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش
نسل تنهایی,نسل سوخته


یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم:
یادش بخیردنیای ما هم همینجوری بود….




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،