عید شما مبارک

باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید
باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید


 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
دوستان من هم رفتنی ام مرا ببخشید از صمیم قلب...

·         اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

·         گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

·         گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

·         گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

·         گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟

·         گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

·         گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده

·         با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟

·         فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گل مالید سرش

·         گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟


·         گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم

·         کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

·         تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

·         خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم

·         اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت

·         خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

·         با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

·         آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی

·         سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

·         بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

·         ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

·         گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

·         مثل پیر مردا برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

·         الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و مهربون شدم

·         حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن منو قبول میکنه؟


·         گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

·         آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، وقتی داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟


·         گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!


·         یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

·         گفت: بیمار نیستم!

گفتم: پس چی؟

·         گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن:نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی

·         مارفتنی هستیم،مگه وقتش فرقی هم داره ؟ 

باز خندید و رفت، دل من رو هم با خودش برد!

·        

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
بعضی ها...

بعضی ها وقتی کاری داشته باشند دوستت هستند

بعضی ها وقتی گیر می کنند دوستت هستند

بعضی ها نیستند و وقتی هم هستند بهتر است نباشند

بعضی ها نیستند و ادای بودن در می آورند

بعضی ها در عین بودن هرگز نیستند

بعضی های دیگر هم به طور کلی هستند ولی آدم نیستند

آنهای دیگری هم که آدم هستند نیستند




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
خدا یا ...

ازکسانیکه از من مــــتنفرند سپاسگذارم ، آنها مرا قویتر میکنند 

از کسانیکه مرا دوســــــــــت دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر میکنند 
.
 
ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشــــــکرم،آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست 
.
 
از کسانیکه با من مـیمانند سپاسگذارم، آنان بمن معنای دوست واقعی را نشان میدهند 


 خدایا

دستم به آسمانت نمی رسد 

اما تو که دستت به زمین می رسد 

بلندم کن 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
آیا میدانستید

آیا میدانستید آنهایی که از نظر احساسی بسیار قوی به نظر میرسند در واقع بسیار ضعیف و شکننده هستند

 

آیا میدانستید که آنهایی که زندگیشان را وقف مراقبت از دیگران میکنند خود به کسی برای مراقبت نیاز دارند

آیا میدانستید که  سه جمله ای که بیان آنها از همه جملات سخت تر است
دوستت دارم  متاسفم و به من کمک کن
 می باشد

آیا میدانستید که کسانی که قرمز میپوشند از اعتماد بیشتری نسبت به خود بر خوردارند

و آیا میدانستید که کسانی که لباس مشکی به تن میکنند نمیخواهند مورد توجه قرار گیرند ولی به کمک و درک شما نیاز دارند

آیا میدانستید که زمانی که به کسی کمک میکنید اثر آن دوبار به سوی شما بر میگردد

 

آیا میدانستید که نوشتن احساسات بسیار آسانتر از رودرو بیان کردن آنهاست اما ارزش رودرو گفتن بسی بیشتر است

آیا میدانستید که اگر چیزی رابا ایمان از خداوند بخواهید به شما عطا خواهد شد

 

آیا میدانستید که شما میتوانید به رویاهایتان جامه عمل بپوشانید رویاهایی مانند عشق ثروت سلامت اگر آنها رابا اعتقاد بخواهید و اگر واقعا این موضوع را میدانستید از آنچه قادر به انجامش بودید متعجب میشدید

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
این نوشته های کوتاه یک دنیا معنی دارد



بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم.

 

زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.

جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.


برای مردن عمری فرصت دارم.

 

اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.

ستارگان سکه هایی هستند که فرشتگان در قلک آسمان پس انداز کرده اند.


 

با اینکه گل های قالی خارندارند ، مردم با کفش روی آن پا می گذارند.

سایۀ چهار نژاد یک رنگ است.
 

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد. 

قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست.

به نگاهم خوش آمدی. 

قطره
ٔ باران، اقیانوس کوچکی است. 

 

هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد

 

اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
 

 

روی هم رفته زن و شوهر مهربانی هستند!   
 

  • به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است
  •  
  • برای اینکه پشه‌ها کاملاناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
  • غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد
  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!
     
  • باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به آبپاش مرخصی داد.
  • قطره باران غمگین روی گونه ام اشک میریزد
  • فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند

    در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد
     
  • رد پای ماهی نقش بر آب است

  •  
  • گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند 
     

  •  
  • با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود ، پارو ساختم

  •  
  • با سرعتی که گربه از درخت بالا می رود، درخت از گربه پایین می آید

  •  
  • دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند
  •  
  • پرگاری که اختلال حواس پیدا می کند بیضی ترسیم می کند

     
  • آب به اندازه ای گل آلود بود که ماهی ، زندگی را تیره و تار میدید
  •  

                                                        

 

پرویز شاپور

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
بیاموزیم که :

 

بیاموزیم که :

با احمق بحث نکنیم و بگذاریم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند

با وقیح جدل نکنیم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روح ما را تباه می کند

از حسود دوری کنیم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنیم باز  از زندان تنگ حسادت بیرون نمی آید

تنهایی را به بودن در میان جمعی که ما را از خودمان جدا می کند ، ترجیح دهیم

از "از دست دادن"نهراسیم که ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است

بیشتر را بر کمتر ترجیح ندهیم که قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبکباری است

کمتر سخن بگوییم که بزرگی ما در حرفهایی است که برای نهفتن داریم ، نه برای گفتن

از سرعت خود بکاهیم که آنان که سریع تر می دوند ، فرصت اندیشیدن به خود نمی دهند

دیگران را ببینیم که در دام خویشتن محوری اسیر نشویم

از کودکان بیاموزیم ، پیش از آنکه بزرگ شوندو دیگر نتوان از آنان آموخت...

 

 

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
اینجا ایران است...

مسابقه

روزی  یك تیم قایقرانی در ایران بود

تیم ایران و ژاپن برای برگزاری مسابقات سالیانه به توافق رسیدند. هر تیم شامل هشت نفر بود

هر دو تیم برای رسیدن به بهترین نتیجه بشدت تلاش كرده بودند. در روز مسابقه، هر دو تیم در شرایط مساوی مسابقه را شروع كردند و...

 تیم ژاپن با اختلاف یك مایل برنده شد.

حال و هوای تیم ایران خیلی سرد و بهت زده بود. مدیریت ارشد تصمیم گرفت برنده مسابقات سال آینده باشد. به همین دلیل یك تیم تحلیل گر برای بررسی اوضاع و ارایه راهكار و راه حل مناسب به خدمت گرفت.

بعد از تحلیل های مختلف تیم تحلیل گر كشف كرد كه ژاپنی ها هفت پاروزن و یك كاپتان داشته اند.

درحالیكه تیم ایران یك پاروزن و هفت كاپتان داشته است.

با رسیدن به این نتیجه حیاتی مدیریت رویكرد حكیمانه دیگری را پیش گرفت:

آنها تیم مشاوری را برای ساختاردهی مجدد تیم ایران به خدمت گرفتند.

بعد از چند ماه تیم مشاوران به این نتیجه رسیدند كه تیم ایران دارای كاپتان های زیاد و پاروزن های كم بوده است!

بر اساس این تحلیل یك راه حل نیز ارایه شد. ”ساختار تیم ایران باید تغییر كند

درنتیجه باید چهار كاپتان توی تیم داشته باشیم كه توسط دو مدیر هدایت شوند. ضمنا به یك مدیر ارشد و یك پاروزن هم نیاز است.همچنین پیشنهاد شد كه محیط كار پاروزن تیم تغییر كرده و به یك محیط رقابتی تبدیل شود.

سال بعد ژاپنی ها با اختلاف دو مایل برنده شدند!

تیم ایرانی بلافاصله پاروزن تیم را بدلیل عدم كفایت و عملكرد نامناسب از كار بركنار كرد.

اما به مدیریت به خاطر انگیزه های زیادی كه در فاز آماده سازی در تیم ایجاد كرد بود پاداش و امتیازات لازم پرداخت شد.

شركت مشاور یك تحلیل دیگر ارایه كرد كه نشان می داد:

 استراتژی اتخاذ شده مناسب بوده

 انگیزه لازم داده شده

 اما ابزار مورد استفاده باید بهبود یابد.

در حال حاضر تیم ایران در حال طراحی یك قایق جدید است.

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
برنده و بازنده


برنده تعهد می دهد. 

بازنده قول می دهد.

وقتی بازنده خطا می كند،می گوید:”تقصیر من نبود.”


وقتی برنده خطا می كند،می گوید:”اشتباه از من بود.


برنده سخت كوش تر از بازنده است و بهمین خاطر زمان  بیشتری دارد.

بازنده همیشه برای انجام امور ضروری وقت كم می آورد.

 

برنده می داند كه برای چه موضوعی بجنگد و برای چه موضوعی سازش كند.

بازنده وقتی سازش می كند كه نباید سازش كند و وقتی می جنگد كه نباید بجنگد.

 

برنده سعی می كند كه هرگز دیگران را نیازارد و اگربندرت این كار را انجام دهد هدف والاتری دارد.

بازنده هرگز نمی خواهد كه بطور ارادی دیگران را بیازارد اما همیشه بدون اینكه بداند این كار را انجام می دهد.

 

برنده گوش می دهد.

بازنده فقط صبر می كند تا نوبت صحبت كردنش فرا برسد.

 

برنده در جستجوی خوبیهای یك فرد بد است و با آن بخش از وجود وی سروكار دارد.

بازنده فقط بدیهای یك فرد خوب را در نظر می گیرد و در نتیجه به سختی می تواند با او كار كند.

 

برنده با توجه به مقصد ،مسیر خود را انتخاب كرده و در صورت لزوم هر دو را تغییر می دهد.

بازنده بدون در نظر گرفتن مقصد، مسیر را دنبال می كند.

 

 

كدامیك به صرفه است     برنده بودن یا بازنده بودن!




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
زندگی....

 

زندگی رویش یک حادثه نیست

زندگی رهگذر تجربه هاست

تکه ابری است به پهنای غروب

آسمانی ست به زیبایی مه

زندگانی چون گل نسترن است

باید از چشمه جان آبش داد

زندگی مال ماست

خوب و بد بودن آن عملی از من و ماست

پس بیا تا بیفشانیم همه بذر خوبی و صفا

بگوییم به دوست

عشق و حقیقت چه نکوست...

زندگی برگ بودن در مسیر باد نسیت

امتحان ریشه است

ریشه هم هرگز اسیر باد نیست

زندگی چون پیچکیست

انتهایش میرسد

پیش خدا....

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
پائولو کوئیلو

چند گفتار کوتاه از:

قاموس فرزانگی

تاریک ترین ساعت پیش از طلوع خورشید فرا می رسد.

انسان باید سرنوشت خود را انتخاب کند نه اینکه آن را بپذیرد.

هیچ کس نمیتواند چیزی را پنهان کند وقتی راست به چشمهای ما مینگرد.

وقتی بخت با ما ِیار است، باید از آن بهره ببریم و برای یاری اش هر کاری بکنیم، همانطور که او به ما کمک می کند.

اجتناب ناپذیر همیشه رخ می دهد. برای غلبه بر آن نظم و صبر لازم است.

لازم نیست آدمی از کوهی بالا رود تا بفهمد بلند است.

تنها راه یافتن راه حل صحیح ، شناختن راه حلهای نادرست است.

بزرگترین گناه ممکن پشیمانی است.

برای آموختن تنها یک روش وجود دارد: عمل کردن

عشق هیچ قیمتی ندارد نمیتوان آن را معامله نمود.

آدمها دنیا را همانطوری می بینند که دوست دارند باشد، و نه به آن صورتی که هست.

گاهی آنقدر نگران رسیدنیم که مهمترین چیز را از یاد

می بریم: باید حرکت کنیم تا برسیم.

تنها از راه آموزاندن می آموزی.

دشمن خویش را ببخش، اما او را دوست خود ندان.

کودک همیشه می تواند سه چیز به انسان بیاموزد: بی دلیل شاد بودن، همیشه مشغول کاری بودن و اعلام خواسته های خویش با تمام قوا.

هر کس قادر است هر آنچه را که می خواهد و لازم دارد به دست آورد.

من حقیقی چیست؟ در خفا همانی که هستی، نه آنی که دیگران از تو ساخته اند

تنها راه نجات از رؤیاها ، مهربانی با خویش است.

شمشیر به چه کار آید اگر ندانی کجا دشمنت را بیابی؟

تنها یک چیز می تواند تحقق یک رؤیا را ناممکن کند: ترس از شکست.

 

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
لحظه های زندگی

هیچ كس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند

 اما همه می توانند از همین حالا شروع كنند و پایان تازه ای بسازند.

خدا روز بدون رنج، بدون خنده ، بدون اندوه و

 آفتاب بدون باران وعده نداده است .

اما او توان پایداری در آن روزها

 و وعدة تسلی پس از اشك و چراغ راه داده است .


وقتی اتفاقی برایتان می افتد چه خوب و چه بد

به معنایش فكر كنید

در پشت اتفاقات زندگی منظور ی نهفته است

كه به شما یاد می دهد چه طور بیشتر بخندید و سخت گریه نكنید

وقتی ناراحتید از این كه به چیزی كه می خواستید نرسیدید محكم بنشینید

و خوشحال باشید زیرا خداوند  در فكر چیز بهتری برای شماست .

ما زمان زیادی را صرف می كنیم

تا كسی را برای دوست داشتن پیدا كنیم

 یا خطای كسانی را كه دوست داریم بگیریم .

 اما چه خوب می شد كه این زمان رابرای

محبت كردن صرف می كردیم

بهتر است غرورتان را

به خاطر كسی كه دوستش دارید از دست بدهید ،

 تا این كه او را به خاطر غرورتان از دست بدهید.

شما نمی توانید كسی را وادار كنید دوست تان بدارد .

اما می توانید به كسی تبدیل شوید كه دوستش می دارند .

مشكلات مانند دست اندازهای جاده اند . كمی از سرعت تان كم می كنند 

اما از جادة صاف بعد از آن لذت  خواهید برد و زیاد  روی دست اندازها توقف نكنید

به حركت تان ادامه دهید !

هرگز یك دوست قدیمی را ترك نكنید

جانشینی برای او پیدا نخواهید كرد

دوستی

 هرچه  كهنه تر بهتر

پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید :

1-قلب تان را از نفرت پاك كنید.

2-ذهن تان را از نگرانی ها دور كنید.

3-ساده زندگی كنید.

4-بیشتر ببخشید .

5-كمتر توقع داشته باشید.




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
اندیشه ها

اندیشه ها

”من با زمان قرار همزیستی مسالمت آمیز گذاشته ام که نه او مرتبا مرا دنبال کند و نه من از او فرار کنم،  بالاخره که روزی بهم خواهیم رسید“

(ماریو لاگو)

”هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید، زیرا این راه تنها به همان جائی می رسد که دیگران رسیده اند.“

(گراهام بل)

”در عشق همیشه قطره ای جنون هست و در جنون هم همیشه قطره ای عقل“

(فردریک نیچه)

” گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،

بر آن ها که می هراسند بسیار تند،

بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بستار طولانی،

و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است.

اما، برآن ها که عشق می ورزند،

                         زمان  راآغاز و پایانی نیست.“

(ویلیام شکسپیر)                       

” بسیاری مردم شادی های کوچک را بامید خوشبختی بزرگ از دست می دهند.“

            (پرل س. باک) 

 

” درک زندگی تنها با نگاه به گذشته میسر است،

 اما زندگی کردن، تنها با نگاه به آینده.“   (سورن کیرکگارد)

 

” وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد. “               (برتراند راسل)

 

” اگر می توانستم به جوانی بازگردم، بازهم تمام همان اشتباهات    را می کردم، اما قدری زودتر“                    (تالولا  بنکهد)

 

” هیچ چیزی نمی توان به کسی یادداد، اما می توان باو کمک کرد تا پاسخ ها را در درون خود بیابد.“          (گالیلئو گالیله)

” کسانی هستند که با ما صحبت می کنند و ما به آنها گوش نمی دهیم؛ کسانی هستند که ما را آزار می دهند و جراحت ماندگاری باقی نمی گذارند، اما کسانی هم هستند که تنها سرراه زندگی ما قرار می گیرند و مهر و نشان شان را برای همیشه بر ما می گذارند.“                                                                                 (سیسیلیا میرلز)

 

” فلسفه حقیقی آن است که دیدن دنیا را دوباره بیاموزیم.“   (مرلاو پونتی)

 

” عشق بهترین نغمه در موسیقی زندگی است. انسان ِ بدون عشق، هرگز با  همسرائی باشکوهِ بشریت همنوا نخواهد شد.                         (روک شنایدر)

 

” وقتی کمتر سزاوارم بمن مهر بورز،

 آخر آن زمان نیازمند ترم“

                        (ضرب المثل چینی)

 

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
گفتگو با خدا !

گفتگو با خدا !

خواب دیدم كه با خدا گفتگویی داشتم! 

خدا گفت:پس می خواهی با من گفتگو كنی ؟

گفتم بلی : اگر وقت داشته باشید

خدا لبخند زد، فرمود: وقت من ابدی است.

چه سوالاتی در ذهن داری كه می خواهی از من بپرسی ؟

  گفتم :اینكه چه چیزبیش ازهمه شما را در مورد انسان متعجب می كند ؟

خدا پاسخ داد ....

اینكه آنها از بودن در دوران كودكی ملول می شوند عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكی را می خورند .

اینكه سلامتیشان را صرف بدست آوردن پول می كنند! وبعد 

پولشان را خرج حفظ سلامتیشان !!

اینكه با نگرانی نسبت به آینده، زمان حال فراموششان  می شود .

آنچنان كه دیگرنه در آینده زندگی میكنند و نه در حال!

اینكه چنان زندگی می كنند كه گویی هرگز نخواهند مرد ! 

وچنان می میرند كه گویی هرگز زنده نبوده اند !

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساكت ماندیم .

بعد پرسیدم .....؟

به عنوان خالق انسانها می خواهیدآنها چه درس هایی از زندگی بیاموزند ؟

خدا با لبخند پاسخ داد .

  یاد بگیرند كه خوب نیست خود را با دیگران مقایسه كنند .

  یاد بگیرند كه ثروتمند كسی نیست كه دارایی بیشتری دارد .

  بلكه كسی است كه نیاز كمتری دارد .

یاد بگیرند كه ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل كسانی كه دوستشان داریم ایجاد كنیم .

 اما  سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد

با بخشیدن

بخشش بیاموزند

یاد بگیرند كسانی هستند كه انها را عمیقا دوست دارند

اما بلد نیستند احساسشان را نشان دهند

 

یاد بگیرند كه می شود دو نفر به یك موضوع واحد نگاه كنند و انرا متفاوت ببینند .

یاد بگیرند كه همیشه كافی نیست دیگران انها را ببخشند

  و یاد بگیرند كه من هستم

همیشه

همه جا




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
جای پا

خوابی دیدم....

خواب دیدم در ساحل با خدا قدم می زنم

برپهنة آسمان صحنه هایی از زندگیم برق زد

در هر صحنه دو جفت جای پا روی شن دیدم

یكی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا

وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد، به پشت سر و به جای پاهای روی شن نگاه كردم

متوجه شدم كه چندین بار در طول مسیر زندگیم فقط یك جفت جای پا روی شن بوده است

همچنین متوجه شدم كه این در سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگیم بوده است

این واقعآ برایم ناراحت كننده بودو درباره اش از خدا سوال كردم

خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم در تمام راه با من خواهی بود.

ولی دیدم كه در سخت ترین دوران زندگی ام فقط یك جفت جای پا وجود داشت

نمی فهمم چرا هنگامی كه كه بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی

 

خدا گفت : بندة بسیار عزیزم

من در كنارت هستم

و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت

اگر در آزمون ها و رنج ها  فقط یك جفت جای پا دیدی

زمانی بود كه تو را در آغوشم حمل می كردم

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
چهار شمع


چهار شمع به آرامی میسوختند و با هم گفتگو میکردند

محیط به قدری آرام بود که گفتگوی شمعها شنیده میشد

 

اولین شمع میگفت: من «دوستی» هستم اما هیچکس نمیتواند مرا شعلهور نگاه دارد و من ناگزیر خاموش خواهم شد.            شمع دوستی کم نورتر و کم نورتر شد و خاموش گشت.

شمع دوم میگفت: من «ایمان» هستم اما اغلب سست میگردم و خیلی پایدار نیستم.

 

در همین زمان نسیمی آرام وزیدن گرفت و او را خاموش کرد.

 

شمع سوم با اندوه شروع به صحبت کرد:

من «عشق» هستم ولی قدرت آن را ندارم که روشن بمانم. مردم مرا کنار میگذارند و اهمیت مرا درک نمیکنند. آنها حتی فراموش میکنند که به نزدیکان خود عشق بورزند!

و بی درنگ از سوختن باز ایستاد.

در همین لحظه کودکی  وارد اتاق شد. چشمش به شمعهای خاموش افتاد و گفت: شما چرا نمیسوزید! مگر قرار نبود تا انتها روشن بمانید؟

و ناگهان به گریه افتاد.

با گریه کودک شمع چهارم شروع به صحبت کرد و گفت:
نگران نباش! تا زمانی که شعله من خاموش نگردد شمعهای دیگر را روشن خواهم کرد.

من امید هستم.

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
"سیزده خط برای زندگی"

"سیزده خط برای زندگی"

یک

دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو،بلکه بخاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

دو

هیچ کس لیاقت اشکهای تو رو ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود

سه

اگر کسی تو را آنطور که میخوای دوست ندارد،به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

چهار

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند

پنج

بدترین شکل دلتنگی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید

شش

هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود

هفت

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ،ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی

هشت

هرگز وقتت را با کسی که حاظر نیست وقتش با تو بگذراند، نگذران

نه

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی

ده

به چیزی که گذشت غم نخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن

یازده

همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی

دوازده

خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد

سیزده

زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری

(گابریل گارسیا مارکز)

 

 

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
عجیب ترین قوانین جهان

عجیب ترین قوانین جهان! ! !

1.جویدی آدامس در سنگاپور ممنوع است.

2.تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است وافراد بالای 15 سال برای تقلب به زندان فرستاده میشوند.

3.مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.

5.در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

6.در آریزونای آمریکا،کشتن و شکار شتر ممنوع است.

7.در تایلند همه در سینما مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام می کنند.

8.در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک کردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه ،ممنوع است.

9.در تایلند انداختن آدامس جویده شده 500دلار جریمه دارد وقبل از خارج شدن از خانه باید حتما لباس زیر پوشیده باشید.

10.در سال 1888در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان،زنگ دوجرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند .

11.در قرن 16و17میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود واگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شد ،به اعدام محکوم می شد.

12.در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلی سریال ممنوع بود.

13.تا سال 1984،بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500نفری در روزهای ناپئون بطور رندوم انتخاب کنند.

14.در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است.اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود به زندان محکوم می شود.

15.اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.

16.صدها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود ،به سرعت اعدام می شد.

17.در طول جنگ حهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد ،اعدام می شد.

18.در زمان حکومت طالبان در افغانستان،پوشیدن جوراب سفید برای زنان به عات تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود.در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاظر در خانه ها دیده نشوند.

19.در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.

20.دئر ایالت میسوری بخش سنت لوئیس ،هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب،برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.

21.در انگلستان ،سرلاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه است و دم آن متعلق به ملکه.

22.در فرانسه صدا زدن خوک با ناپلئون ممنوع است.

23.در ویکتوریای استرالیا پوشیدن شلوارک های صورتی تحریک آمیز در غروب های شنبه ممنوع است.

24.در ویکتوریای استرالیا ،تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند .

25در انگلستان چسپاندن بر عکس تمبر حاوی عکس های ملکه  ،نشانه خیانت  و چیمان شکنی با سلطنت است.

26.در ورمونت،زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.

27.در واشنگتن،وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.

28.در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.

29.در اوهایو امریکا ، ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.

30.در بخش اروکای ایالت نوادا،بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع است.

31.در روآتای ایتالیا ،عبور افراد غیر مسیحی از 20متری کلیسا ممنوع است.اما عبور بزرگراهی از فاصله 15متری کلیسا آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود،زیرا امکان توقف خودروها در آن منطقه  بزرگراه برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.

32.در میامی آمریکا ،تقلید کردن رفتار جانوران ممنوع است.




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
خوشبختی

از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت

خدا گفت آن را در خواسته هایت جستجو کن واز من بخواه تا به تو بدم

با خود فکر و فکر کرد

اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم

خداوند به او داد

اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم

خداوند به او داد

اگر...اگر...واگر

اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود

از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما بازهم خوشبختی را نیافتم

خداوند گفت بازهم بخواه

گفت چه بخواهم هر آنچه را که هست دارم

گفت بخواه که دوست بداری

بخواه که دیگران را کمک کنی

بخواه که هر انچه را که داری با مردم قسمت کنی

واو دوست داشت وکمک کرد

ودر کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند

ونگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد

رو به اسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست

در نگاه ولبخند دیگران




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
همیشه اولین شانس رو بچسب...........

کشاورز و مرد جوان

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر زیباروی کشاورزی بود.به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیره.

کشاورز براندازش کرد وگفت:پسر جان ؛برو در آن قطعه زمین بایست.من سه گاو نر را یک به یک آزاد میکنم؛اگر تونستی دم هر کدوم از این سه گاو رو بگیری،میتونی با دخترم ازدواج کنی .مرد جوان در مرتع ،به انتظار اولین گاو ایستاد.در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که  تو عمرش دیده بود به بیرون دوید و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتی خارج بشه.

دوباره در طویله باز شد باور کردنی نبود؟

در تمام عمرش چیزی به این بزرگی و درندگی ندیده بود.با سم به زمین میکوبید،خرخر می کرد  و وقتی او رو دید،آب از دهانش جاری شد.گاو بعدی هر چیزی باشه باید از این بهتر باشه .به سمت حصارها دوید و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتی خارج بشه . بار سوم  در طویله باز شد.لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد . این ضعیف ترین ،کوچکترین و لاغر ترین گاوی بود که تو عمرش دیده بود.این گاو،برای مرد جوان بود؛در حالی که نزدیک گاو میشد در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روی گاو پرید .دستش رو دراز کرد...اما گاو دم نداشت............

زندگی پر از فرصت های دست یافتنیه.بهره گیری از بعضی هاش ساده ست،بعضی هاش  مشکل.

اما زمانی که بهشون اجازه میدیم رد بشن و بگذرن (معمولا در امید فرصت های بهتر در آینده ) این موقعیت ها شاید دیگه موجود نباشن.برای همین ،همیشه اولین شانس رو بچسب.




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
پیوسته در حال رشد باشید
.

پیوسته در حال رشد باشید

آرنولد گلاسکو:

زمانی که به ناچار تسلیم ضرورت می شوید آنچه که اتفاق می افتد پیشرفت است

ویلرمک میلان:

پیشرفت واقعی در اثر دستیابی به حقایق نوین می باشد

رالف بارتن پری:

مردی به اوج قابلیت و هنر خویش می رسد که به دنبال کمال بوده و از اهداف غیر ممکن پیوسته گریزان باشد

از فرصت استفاده کنید:

حضرت مسیح(ع):

بخواه بهت خواهند داد .بجو خواهی یافت.به در بکوب؛ به رویت باز خواهد شد.زیرا هر کسی میخواد دریافت می کند.جوینده یابنده است .بله هر کسی به در بکوبد به رویش باز خواهد شد.

واندربرگ:

توزیع مجدد فرصتها و موقعیت ها مهم تر از توزیع ثروت است.

ضرب المثل آلمانی :

زمانی که خداوند مقامی را به انسان ارزانی میدارد به اندازه کافی به وی مغز خواهد داد تا آن راپر کند.

صبور باشید:

توماس جفرسون:

نگران کار نداشتن و بی روزی ماندن نباش.زیرا مردی که مسلح به فنون حرفه اش است هیچ وقت بیکار نمی ماند.

سوایل:

مردی که صبور است ،بر هر چیز تسلط دارد.

لانگ فلو:

بگذار بپا خیزم و دست بکار شوم،تقدیر هر چه میخواهد باشد.در راه تحقق اهدافمان از هیچ کوشش فرو نگذاریم.بله یاد بگیر که ساعی باشی و صبوری پیشه سازی.

به تحصیل علم بپردازید:

جان گلن:

هنوز هم می توانیم بسیاری از چیزها را از طبیعت و همدیگر بیاموزیم.

ضرب المثل ایرانی:

یک پوند تحصیل ،محتاج ده پوند عقل سلیم جهت به کار بستن است.

بیشه شلی:

هر چه بیشتر مطالعه می کنیم بیشتر متوجه می شویم که نادان هستیم.

بر اطلاعات خود بیفزایید:

فردریک اکر:

اطلاعات؛اساسی ترین جزء تجارت می باشد.به آنها چنگ بینداز و بدین سان پیشرفت را دو چندان کن.

ویل دورانت:

علم به ما آگاهی می دهد ولی تنها فلسفه است که به ما خرد ارزانی می دارد.

اسپنسر:

زمانی که دانش و اطلاعات شخص منظم نباشد،هر چه بیشتر بداند بیشتر آشفته می گردد.

انگیزه های مناسبی را در زندگی برگزینید:

دیوید آمبروز:

اگر اراده برد را داشته باشی به نیمی از کامیابی نائل گشته ای .حال اگر اراده ای را نداشته باشی ،نیمی از سرخوردگی را کسب کرده ای.

درست تصمیم بگیرید:

ویلیام جیمز:

زمانی که تصمیم گرفتید و زمان اجرا فرا رسید دیگر توجهی به پیامدها و بازتاب هایش نداشته باشید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
سخنان زیبا از بزرگان
 
  • زندگی کوچکتر از آن بود که مرا برنجاند و زشت تر از آن که دلم برای آن بلرزد
  • همه چیز در جهان برای بودن آدمی است و درد اینست:که بودن خود برای چیست؟
  • اکثریت مردم زندگی می کنند بی آنکه نیازی داشته باشند به اینکه بدانند چرا؟
  • مردان بزرگ اراده می کنند و مردان کوچک آرزو
  • به خدا توکل کن، کفایتت می کند.
  • "هرگز نبودن" به تلخی "فراموش کردنیک بودن"نیست
  • سفر هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد، اما... زندگی به من آموخت، برای بهتر دیدن عظمت و شکوه هر چیز باید قدری از آندور شد.
  • در راه گم شدن از گمراه شدن بد تر است.(فلسفهٔ انسان)
  • آنان که به هر ذلتی تن می‌دهند تا زنده بمانند، مردگان خاموش و پلید تاریخند
  • ظلم است که معلم را به شمع تشبیه کرد زیرا شمع را می‌سازند که بسوزد ولی معلم می‌سوزد که بسازد.
  • انسان نقطه‌ای است بین دو بی نهایت بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته
  • به سه چیز تکیه نکن ، غرور ، دروغ و عشق ... آدم با غرور می‌تازد ... با دروغ می‌بازد و با عشق می‌میرد
  • آنگاه که کمیت عقل می‌لنگند، نیایش بلند ترین قله تعبیر را در پرواز عشق در شب ظلمانی عقل پیدا می‌کند
  • از تنهایی به میان مردم می‌گریزم و از مردم به تنهایی پناه برم

دیگر به خدا نمی گویم مشکل بزرگی دارم، به مشکلم می گویم خدای بزرگی دارم.

کسانی که گذشته را فراموش می کنند، مجبور به تکرار آن هستند.

  •  
  •  
  • شاد ترین مردم لزوماً بهترین چیزها را ندارن دبلکه بهترین استفاده را می کننداز هر چه سر راهشان قرار می گیرد.
  • جاده ی زندگی نباید صاف و مستقیم باشه وگرنه خوابمان میگیره، دست انداز ها نعمتند.
  • ارزش یك زندگی، در تاثیری است كه بر دیگر زندگی ها می‌گذارد.
  • (رابینسون)بهترین دوست خداست، او آنقدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیمتان میکند
  • تنها چیزی كه باید از آن ترسید خود ترس است. (فرانكلین دی)
  • اشخاصی كه هرگز وقت ندارند آن‌هایی هستند كه كمتر كار می‌كنند. (شوپنهاور)
  • انسان كامل كسی است كه زندگی را به دست خود بسازد. (شوپنهاور)
  • هرگز هنگام گام برداشتن به سوی آرمان بزرگ ، نگاهت به آنانی که دستمزد خویش را پیشاپیش می خواهند نباشد ! تنها به توانایی های خود اندیشه کن
  • شاید نشود به گذشته برگشت و یک آغاز زیبا ساخت
    ولی میشود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت
  • ارد بزرگ : آنکه بر کردار خویش فرمانروایی کرد و دلیرانه بسوی راه های نارفته رفت بی شک آموزگار آیندگان خواهد شد .

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
یک ساعت ویژه

یک ساعت ویژه

مردی دیروقت، خسته از كار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را دید كه در انتظار او بود.
سلام بابا ! یك سئوال از شما بپرسم؟
- بله حتمآ. چه سئوالی؟
- بابا! شما برای هرساعت كار چقدر پول می گیرید؟
مرد با ناراحتی پاسخ داد: این به تو ارتباطی ندارد. چرا چنین سئوالی میكنی؟
- فقط میخواهم بدانم.
- اگر باید بدانی، بسیار خوب می گویم: 20 دلار
پسر كوچك در حالی كه سرش پائین بود آه كشید.
بعد به مرد نگاه كرد و گفت : میشود 10 دلار به من قرض بدهید ؟
مرد عصبانی شد و گفت: ....
اگر دلیلت برای پرسیدن این سئوال، فقط این بود كه پولی برای خریدن یك اسباب بازی مزخرف از من بگیری كاملآ در اشتباهی
، سریع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اینقدر خودخواه هستی. من هر روز سخت كار می كنم و برای چنین رفتارهای كودكانه وقت ندارم. پسر كوچك، آرام به اتاقش رفت و در را بست. مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد: چطور به خودش اجازه می دهد فقط برای گرفتن پول از من چنین سئوالاتی كند؟ بعد از حدود یك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شاید با پسر كوچكش خیلی تند و خشن رفتار كرده است. شاید واقعآ چیزی بوده كه او برای خریدنش به 10 دلار نیاز داشته است. به خصوص اینكه خیلی كم پیش می آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند. مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.
- خوابی پسرم ؟
- نه پدر، بیدارم.
- من فكر كردم شاید با تو خشن رفتار كرده ام.
امروز كارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم را سر تو خالی كردم.
بیا این 10 دلاری كه خواسته بودی.
پسر كوچولو نشست‚ خندید و فریاد زد: متشكرم بابا !
بعد دستش را زیر بالشش برد و از آن زیر چند اسكناس مچاله شده در آورد.
مرد وقتی دید پسر كوچولو خودش هم پول داشته، دوباره عصبانی شد و با ناراحتی گفت:
با این كه خودت پول داشتی، چرا دوباره درخواست پول كردی؟
پسر كوچولو پاسخ داد: برای اینكه پولم كافی نبود، ولی من حالا 20 دلار دارم.
آیا می توانم یك ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟
من شام خوردن با شما را خیلی دوست دارم ...




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
خودخواهی

خودخواهی

 

آدمی بد کار به هنگام مرگ فرشته ای را دید که نزدیک در دروازه های جهنم ایستاده بود. فرشته ای به او گفت: یک کار خوب در زندگیت انجام داده ای و همان به تو کمک خواهد کرد. خوب فکر کن چی بوده! مرد به یاد آورد که یک بار هنگامی که در جنگل مشغول رفتن بود عنکبوتی را سر راهش دید و برای آنکه آن را زیر پا له نکند مسیرش را تغییر داد. فرشته لبخند زد و تار عنکبوتی از آسمان پایین آمد و با خود مرد را به بهشت برد. عده ای از جهنمی ها نیز از فرصت استفاده کرده تا از تار بالا بیایند. اما مرد آنها را به پایین هل داد مبادا که تار پاره شود. در این لحظه تار پاره شد و مرد دوباره به جهنم سقوط کرد. فرشته گفت: افسوس! تنها به فکر خود بودن همان یک کار خوبی را که باعث نجات تو بود ضایع کرد. 

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
نتیجه اعمال

نتیجه اعمال

پسر بچه ای بود كه اخلاق خوبی نداشت. پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هر بار كه عصبانی می شوی باید یك میخ به دیوار بكوبی. روز اول پسر بچه 37 میخ به دیوار كوبید. طی چند هفته، همانطور كه یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را كنترل كند، تعداد میخهای كوبیده شده به دیوار كمتر می شد. او فهمید كه كنترل عصبانیتش آسان تر از كوبیدن میخها بر دیوار است...
بالاخره روزی رسید كه پسر بچه دیگر عصبانی نمی شد. او این مسئله را به
پدرش گفت و پدر نیز پیشنهاد داد هر بار كه می تواند عصبانیتش را كنترل كند، یكی از میخها را از دیوار درآورد.
روزها گذشت و پسر بچه بالاخره توانست به پدرش بگوید كه تمام میخها را از
دیوار بیرون آورده است. پدر دست پسر بچه را گرفت و به كنار دیوار برد و گفت: «پسرم! تو كار خوبی انجام دادی و توانستی بر خشم پیروز شوی. اما به سوراخهای دیوار نگاه كن. دیوار دیگر مثل گذشته اش نمی شود. وقتی تو در هنگام عصبانیت حرفهایی می زنی، آن حرفها هم چنین آثاری به جای می گذارد. تو می توانی چاقویی در دل انسانی فرو كنی و آن را بیرون آوری. اما هزاران بار عذرخواهی هم فایده ندارد؛ آن زخم سر جایش است. زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناك است

 




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
نامه ی ویکتور هوگو

نامه ی ویکتورهوگو

قبل از هر چیز برایت آرزو می کنم که عاشق شوی

و اگر هستی کسی هم به تو عشق بورزد

و اگه اینگونه نیست تنهایت کوتاه باشد

وپس از تنهاییت نفرت از کسی نیابی

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید...

اما اگر پیش آمد بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی

برایت همچنان آرزودارم  دوستانی داشته باشی

از جمله دوستان بد وناسازگار...

بر خی نادوست و برخی دوستدار...

که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد

وچون زندگی بدین گونه است

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی...

نه کم ونه زیاد...درست به اندازه

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند

که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد...

تا که زیاده به خود غره نشوی

ونیز آرزومندم مفید فایده باشی نه خیلی غیر ضروری....

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن کافی باشد تا تو راسر چا نگه دارد.

همچنین برایت آرزومندم صبور باشی

نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند

چون این کار ساده ای است

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیرمی کنند...

و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.

وا میدوارم اگر جوان هستی

خیلی به تعجیل رسیده نشوی...

و اگر رسیده ای به جوان نمایی اصرار نورزی

واگر پیری تسلیم نا امیدی نشوی...

چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد ولازم است بگذاریم در ما  جریان یابد

ودر پایان اگر مرد باشی آرزومندم زن خوبی داشته باشی...

و اگر زنی شوهر خوبی داشته باشی

و اگر فردا خسته باشید یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید...

اگر همه ی اینها که گفتم برایت فراهم شد

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم....

ویکتورهوگو




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
جملات زیبا
1-می گفت:بیدی نیستم که با این بادها بلرزم راستی چرا شکست...؟

2-این روزها "به مرگ طبیعی مردن"هم غیر طبیعی شده است

3-در دلش خانه داشتم اما نشانی خانه ام را نمی دانست

4-به ساعت نگو کی قرار داری از حسودی خوابش می بره

5-نمایشگاهی از نقاشی هایش را نکاه می کرد;پیرمرد تابلو صدایش کرد:استاد ;تو چقدر پیر شده ای...

6-کسی که از زندگی زیادی جلو می ز ند به مرگ هم زیادی نزدیک می شود

7-محبت لغت نامه عشق است...

8-انقدر در چشمانش نا امیدی موج می زد که ساحل دلم پر غم شد

9-برای انکه در وقتش صرفه جویی کند, ساعتش را خاموش می کند

10-انقدر دیر به حرفهایم رسید که پلیس جریمه اش کرد

11-هنوز هم هر شب خواب می بینم که از خواب بیدار شده ایم

12-بس که تنها بود سایه اش هم تنها یش گذاشت

13-گذشتم از گذشتم...

14-پاییز است و از مهر می گذرم و پیش رویم بی مهری است

15-عروس دریایی می پرسد:اشک کدام عاشق اب دریا را چنین شور کرده است...؟

16-چشما نش از شوق دیدار پر از اشک بود,اسمان خدا هم بارید شوق دیدار لرزه بر اندامش انداخته بود که زمین

خدا هم لرزید...

17-برای اینکه حرفام براش عادی نباشه با بست سفارشی فرستادمشون

18-بذار حیات خلوت دلم بشت بوم دل تو باشه...

19-مشکل بعضی ها در این است که مشکلی ندارند...

20-بعضی برای کار زندگی میکنند و بعضی ها هم برای زندگی کار

21-بس که ایینه دلش کثیف بود,حرف دلم را نمی دید...


طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
خواندنیهای جالب

یاد خدا

 

مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت در بین كار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد خدا صورت گرفت. آرایشگر گفت:من باور نمیكنم خدا وجود داشته با شد مشتری پرسید چرا؟ آرایشگر گفت: كافیست به خیابان بروی و ببینی مگر میشود با وجود خدای مهربان اینهمه مریضیو درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت به محض اینكه از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و كثیف با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت می دانی به نظر من آرایشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا این حرف را میزنی؟ من اینجاهستم و همین الان موهای تو را مرتب كردم مشتری با اعتراض گفت: پس چرا كسانی مثل آن مرد بیرون از آریشگاه وجود دارند آرایشگر گفت: آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمیكنند. مشتری گفت: دقیقا همین است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیكنند. برای همین است كه اینهمه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

 





طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،
خواندنی های جالب

خواندنی های جالب

آیا میدانستید که یک نوع موش هست که قلبش در یک دقیقه بین هزار و دویست تا هزار و پانصد مرتبه می تپد و بدین ترتیب رکورد ضربان قلب را در بین موجودات زنده را دارا ست؟

آیا میدانستید که مغز بیشترین انرژی را در بدن مصرف میکند و بدین دلیل است که گرمتر از سایر نقاط بدن میباشد؟

آیا میدانستید کانال سوئس در سال ۱۸۶۹ میلادی ساخته شده است و طول آن به ۱۶۲ کلیومتر میرسد؟

آیا میدانستید که در فصل تابستان در کشورهای اسکاندیناوی چون سوئد و نروژ فقط یک ساعت خورشید غروب میکند و حتی در بعضی نقاط حتی یک ساعت هم غروب نمیکند؟

آیا میدانستید ده کشور پهناور جهان بترتیب از این قرار میباشد : روسیه، کانادا، چین، آمریکا، برزیل، استرالیا، هند، آرژانتین، قزاقستان، سودان؟

آیا میدانستید که داغ ترین نقطه كره زمین در دالول اتیوپی است د در این منطقه در یك روز عادی دمای هوا در سایه به ۹۴ درجه فارنهایت میرسد؟

آیا میدانستید که قد انسان تا ۲۰ الی ۲۵ و گاها" تا ۴۰ سالگی بلند میشود و از چهل سالگی به بعد قد انسان هر دو سال حدود شش میلی متر کوتاه میشود؟

آیا میدانستید سریعترین هواپیمای مسافربری، هواپیماهای کنکورد میباشد که با سرعتی معادل ۲۲۰۰ کیلومتر در ساعت پرواز میکنند؟

آیا میدانستید که بزرگترین تخم، متعلق به پرنده ای به نام «كیوی» است كه در استرالیا زندگی می كند.  در مقـــــــایسه با اندازه بـــــــدن، جثه كیوی، تقریبا" به اندازه یك مرغ است، اما تخمی كه می گذارد، یك چهارم بدنش وزن دارد؟

آیا میدانستید که مردها از 100 هزار سال پیش شروع به اصلاح کردن صورتهای خود کرده اند، آنها به کمک گوش ماهی و صدفها این کار را انجام میدادند؟

آیا میدانستید مردم فیلیپین به بیش از هزار لهجه سخن میگویند؟

آیا میدانستید که خواب كمتر از 6 ساعت و بیشتر از 8 ساعت، خطر ابتلا به دیابت را افزایش میدهد؟

آیا میدانستید که نوعی كوسه دارای 3500 دندان می بـــاشد كه از هیچ یك از آنها  استفاده نمیکند؟




طبقه بندی: خـــوانـــدنیـــهــــای جـــالــــب،

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic